روزی روزگاری در زمانهای قدیم در سرزمینهای دور، منطقه ای بود که به اونجا پایتخت نخودفرنگی می گفتند. چون در همه باغها و مزرعه ها بیشتر از هر چیزی نخودفرنگی رشد می کرد.
در سرزمین نخود فرنگی شاهزاده خانمی زندگی می کرد به اسم کاترین که اگر راستش رو بخواید از نخودفرنگی متنفر بود.. بله شاید باورکردنی نباشه ولی اون تو سرزمین نخودفرنگی ها زندگی می کرد ولی از نخودفرنگی متنفر بود و حاضر نبود اونها رو لمس کنه، یا بو کنه یا بخوره ..

توی اون سرزمین کار بیشتر افراد کاشت و برداشت نخودفرنگی بود. نخودفرنگی توی زندگی همه مردم نقش مهمی داشت. مردم نخود می کاشتند، برداشت می کردند، می فروختند و در همه غذاهاشون به شکل های مختلف پخته، سرخ شده ، پوره و .. میخوردند.

پادشاه و ملکه هر چقدر سعی می کردند که نظر شاهزاده رو عوض کنند تا اون نخود فرنگی بخوره هیچ فایده ای نداشت.. اونها می گفتند:” نخود فرنگی خیلی مفید و پرخاصیته” ” برای سلامتی خیلی مفیده ” ” نخودفرنگی خیلی شیرینه ..” اما هیچ کدوم این حرفها نتیجه نداشت.

یک بار ملکه نخودفرنگی رو لابه بلای پوره سیب زمینی شاهزاده پنهان کرد تا شاید بالاخره نخودفرنگی بخوره .. ولی شاهزاده تمام نخود فرنگی ها رو پیدا کرد و دیگه لب به پوره سیب زمینی نزد!

پادشاه و ملکه به کاترین قول دادند که اگر نخودفرنگی بخوره هر هدیه ای که دلش بخواد رو براش تهیه می کنند، اما شاهزاده کاترین غرغرکنان اخم کرد و گفت اصلا حاضر نیست نخود بخوره!

پادشاه و ملکه که دیگه خسته و عصبانی شده بودند با صدای بلند گفتند:” هرطور شده باید این نخودها رو بخوری! وقتی ما برگشتیم نباید هیچ نخودی توی بشقابت باشه!”

کاترین فکری به ذهنش رسید. اون تصمیم گرفت هرچی نخود توی بشقابش و هر جای دیگه قصر وجود داره رو ناپدید کنه .. اون نخودهای توی بشقابش و همه نخودهایی که توی آشپزخانه و انبار قصر بود رو جع کرد و لای رختخواب ها پنهان کرد!

انگار نقشه کاترین جواب داده بود! پادشاه و ملکه وقتی بشقاب خالی کاترین رو دیدند خوشحال شدند و فکر کردند که اون نخودها رو خورده، ولی درواقع نخود ها لای تشک ها و بالشت های قصر بود!

یک شب که اهالی قصر می خواستند روی تشک ها بخوابند اتفاق وحشتناکی افتاد! نخودهایی که کاترین به زور توی تشکها قایم کرده بود در اثر فشار زیاد بوووووم ترکیدند و همه جا رو نخود له شده پر کرد!

اوضاع خیلی بدی بود و همه جا نخود له شده سبز مالیده بود.. پادشاه با عصبانیت دستور داد که همه جا رو تمیز کنند و همه نخودها رو از قصر بیرون ببرند.

کاترین با شنیدن این حرف خیلی خوشحال شد و آروم زیر لب گفت:” عالی شد!” تا اینکه چشمش به یک نخود فرنگی کوچولو که زیر تختش جا مونده بود افتاد. کاترین اون رو برداشت و گفت:” تو دیگه به اینجا تعلق نداری” بعد نخود رو از پنجره به بیرون پرتاب کرد و نفس راحتی کشید و گفت:” حالا دیگه هیچ نخودی رو نمی بینم !”

اما براتون بگم که نخود کوچولو که جای خوبی افتاده بود یعنی دقیقا توی باغچه قصر، کم کم شروع به رشد کرد و خیلی زود تبدیل به بوته نخود فرنگی بزرگی شد و در کنارش بوته های دیگه هم رشد کردند.
کاترین وقتی چشمش به بوته نخودفرنگی افتاد گفت:” واااای نه! دوباره نخود فرنگی!!! این دفعه تا همه تون رو ناپدید نکنم از اینجا نمیرم! ” بعد با خودش یه کم فکر کرد و تصمیم گرفت که با اینکه کار سختیه ولی همه نخودها رو بخوره تا خیالش راحت بشه که دیگه هیچ نخودی نیست!

کاترین چشمهاش رو بست و به سختی اولین نخود رو توی دهنش گذاشت و خورد. بعد دومی و سومی و چهارمی .. هر چقدر نخود بیشتری می خورد احساس می کرد که مزه نخودها بهتر میشه .. اووه خدای من! کاترین داشت به نخود فرنگی علاقمند می شد، انگار مزه اونها خیلی بهتر از چیزی بود که کاترین فکر می کرد. کاترین نخودها رو تند تند می خورد و می گفت:” چه نخودهای شیرینی! لطفا نخودهای بیشتری بده !”

بوته ای که کاترین کاشته بود روز به روز پربارتر می شد و کاترین هر روز نخودهاش رو می چید و دوباره توی زمین می کاشت. خیلی زود دوباره همه قصر پر از بوته های نخود فرنگی شد. همه اهالی قصر و پادشاه و ملکه خیلی خوشحال بودند و دوباره سرزمین نخودها پر از نخود فرنگی شد.
حالا دوباره همه نخودفرنگی می خوردند و از همه بیشتر شاهزاده کاترین ! از اون به بعد کاترین یادش موند که هر خوراکی مفیدی رو اول امتحان کنه و سریع نگه دوست ندارم ، شاید طعمش خیلی بهتر از چیزی باشه که اون فکر می کنه ..

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





ممنون ولی اگه آروم تر و شمرده تر میگفتین بهتر میشد😍
خیلی ممنونم از نظرت آقا کارن عزیز
من از این داستان خوشم اومد
چه عالی
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
چه عالی، خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
اره راسمیگی
خیلی قشنگ بود خاله صدف جان
خیلی خوشحالم که دوست داشتی آرشیدای عزیزم
مرسی از نظر لطف شما است
سلام خاله ستاره خیلی قصه هاتون قشنگن ممنون که قصه می گذارید
خاله صدف عزیزم
سلام ستاره جان
خیلی ممنونم از نظر خیلی قشنگت دوست خوبم
خوب وعالی
ممنونم از نظرت دوست عزیز
چون اسمش ستاره هست همه رو ستاره صدا میکنه🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣😅😅😅😐
سلام
این قصه عالی بود
سلام رادمان جان
خیلی خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
بد نبود ولى لتفا قصه هاى طولانى بياريد
قصه های طولانی تر میتونه حوصله بچه ها رو سر ببره عزیزم
اما ممنونم که پیشنهادت رو نوشتی امیرعلی جان
سلام خیلی جالب بود ممنونم 🍩🍫🍭🍹
سلام بچه های عزیز
خیلی ممنونم از نظرتون
عالیییییییییییییییییییی خله صدف جات
سلام ممنون از محبت شما 🙏بهترین داستانتون میباشد😘شب بخیر😴🌹
سلام دوست خوبم
خیلی ممنونم که نظرت رو برامون نوشتی عزیزم
ممنونم از نظرت جانان عزیز
سلام سلام صدتا سلام هزارو سیصدتا سلام
واقعا جمله ی مناسبی برای تعریف از این داستان پیدانمی کنم شاید اگه هزار بار بگم بی نظیر بود یکم ازاین قصه تعریف کرده باشم بی نظیر بود
خیلی خیلی خیلی خیلی قشنگ بود
.ممنون خاله صدف
💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞
سلام دوست قشنگم
خیلی خیلی خوشحالم که این همه داستان امروز رو دوست داشتی عزیزم
قصه خیلی قشنگ بود
خیلی ممنونم از نظرت آرتین جان
😀😀😀
مرسی بابت این قصه ی قشنگ .🩵🩵🩵🩵🩵🩵🩵🩵🩵
مرسی از نظر قشنگت عزیزم
🥦🥔🍕🎂🙃😅🌰🥬
خیلی آموزنده بود
ممنونم از نظرت ریحانه جان
ریحانه نریمیسا
مرسی ممنون از قصه های خوبتون
خواهش میکنم رهاجان
ممنونم که نظرت رو برام مینویسی
خاله من شمارو خیلی دوستون دارم خیلی صداتون زیباست❤️❤️❤️
منم شما رو خیلی دوست دارم غزل جان
ممنونم از لطفت عزیزم
خیلی خیلی خیلی خیلی عالی بود
خیلی ممنونم از نظرت رایان جان
خیلی قشنگ بود🤩❤️
خوشحالم که دوست داشتی دوست خوبم
سلام خاله صدف خیلی قصه تون قشنگن ممنون که قصه میگذارید
سلام بهار جان
خیلی ممنونم که با قصه های ما همراهی عزیزم
بهار شاکری نیا
🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩دختر من از این داستان خوشش اومد
چه عالی
نفس منم نفسم 🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤💔💔💔💔💔💔💔💔🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬
خيلي اموزنده و قشنگ بود ممنون
ممنونم که نظرتون نوشتین بچه های قشنگ
سلام من دیلان هستم عالی بود.
سلام دیلان جان
ممنونم از نظرت عزیزم
سلام خاله صدف آروین کوچولو قصه های شمارو خیلی دوست داره و با اشتیاق گوش میده
و میگه خاله صدفو خیلی دوست دارم 🤩😍💖❤️😘💕✨🌟💜💙💚💛🧡❤️♥️💖
سلام عزیزم
آروین کوچولو منم تو رو خیلی دوست دارم و خوشحالم که با وولک همراهی
خیلی عالی بود من هم غذاهای مفید میخورم
چه عالی
آفرین به تو رونیکا جان
عالی بود مثل گل قالی بود
ممنونم آیه جان
من این قصه رو دوست داشتم
این قصه باعث شد من همه میوه ها و سبزیجات رو امتحان کنم🍑🍏🍏🥑🍏🍎🍎🍅🥒🌶🌽🍒🥥🍉🍈🍇🍍🍌🥔🍄
چه عالی
آفرین کیان جان
سلام خاله صدف قصه ها تون خیلی خوب بود خیلی خوشم اومد خیلی ممنون
سلام طنین خانم
چه عالی، خوشحالم که قصه های ما رو دوست داری عزیزم
سلام این قصه خیلی قشنگ بود
سلام بنیتای عزیزم
خیلی خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
عالی بود مخصوصا برای بچه ها ی بد غذا،
خیلی ممنونم از نظرت فاطمه جان، کاملا درست میگی
اصلا خوب نبود خوشم نیومد خیلی بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بود🤬🤬🤬🤬🤬🥱🥱🥱🥱🥱😤😤😤😤😤😭😭😭😭😡😡😡👈👅👅👅👅👅👎👎👎👎👎👎👎👎
چرا ؟ قصه خیلی قشنگ و دوست داشتنی بود
چرا این قصه رو دوست نداشتی نفس جان؟!
ممنون خیلی قشنگ بود
خوشحالم که دوست داشتی سلاله جان
سلام صدای شما خیلی قشنگ و دوست داشتنی هست خاله صدف و تصویر هایی که برای قصه های تصویری انتخاب می کنید خیلی خیلی خیلی خیلی قشنگ و زیبا است خیلی ممنون بخاطر این همه قصه های قشنگ من هر روز با برنامه ای که دارید قصه هاتون رو می بینم و کاردستی و نقاشی خیلی قشنگ هستن مخصوصا قصه هایی که شما می گذارید
سپاس فراوان
سلام غزل جان
سپاس فراوان از این که با وولک همراه هستی عزیزم
و خیلی خوشحالم که قصه ها و نقاشی و کاردستی ها رو دوست داری
ممنونم که نظرت رو نوشتی
💚💚💛🧡❤💗💙💜🖤💟
قصه امشب عالی بود
خیلی خوشحالم که دوست داشتی ترنم جان
عالی👍👍👍
تشکر میکنم از نظرت روشاجان
خيلي قشنگ بود. ممنون
ممنونم از نظرت آوا جان
خیلی داستانش خیای قشنگ بود🌹♥️
خیلی خوشحالم که دوست داشتی امین کوچولو
ممنون خیلی عالی بود خاله😘❤️💓🍓💙🐰🐇🦄🐈🐎💗💕❣️😍😘🤩😚🧚
خیلی ممونم از نظرت مبیناجان
سلام خاله صدف عزیزم خیلی دوستون دارم و قصه های وولک بینظیره
دوست دارم از نزدیک شما رو ببینم ( ◜‿◝ )♡
سلام الناجان خیلی خوشحالم که با وولک همراهی عزیزم
منم خیلی دوست دارم ببینمتون قشنگم
خاله صدف قصت عالیییی بود ولی یه چیزی جدیداً خیلی دیر قصه هات رو میزاری🥺
ممنونم از نظرت نیکاجان
ما هرروز در اپلیکیشن وولک قصه های جدید داریم عزیزم که میتونی اونجا قصه ها رو ببینی
سلام خاله صدف قصت عالیییی بود ولی یه چیزی جدیداً خیلی دیر قصه هات رو میزاری 🥺🥺🥺ولی مثل همیشه عالی
خیلی قشنگ بود خاله صدف جان 😍💝
خوشحالم که دوست داشتی ماهتیسای قشنگ
سلام خاله صدف عزیز من خیلی این قصه رو دوست داشتم من واقعا جمله ی مناسبی نداشتم بنویسم اما شما بدونین که من همه ی قصهاتون رو خیلی خیلی دوست دارم مخصوصا این قصه عالیه ولی باصدای شما عالی تر
خیلی ممنونم از نظر قشنگت رستای عزیز
منم خیلی خوشحالم که با ما همراهی قشنگم
.خاله صدف خیلی دوستتون دارم
منم شما رو خیلی دوست دارم آرادجان
سلام خاله صدف جان خیلی قشنگ بود ممنونم
سلام سناجان
خیلی ممنونم از نظرت دوست قشنگم
خیلی قشنگ و آموزنده بود دمتون گرم❤️❤️❤️
خیلی ممنونم از همراهی و نظر خوبتون
سلام من عاشق این قصه شدم ازطرف روشا
سلام روشاجان
خیلی خوشحالم که این قصه رو هم دوست داشتی عزیزم
سلام نزرم را دیده اید؟
خیلی جالب بود خاله صدف 😍
خیلی ممنونم از نظرتون مهسا و پارسای عزیز
عالی بود دخترم تو دلش خواند
بسیار هم عالی
سلام خاله صدف خسته نباشید قصه ی زیبایی بود ممنونم از قصه ی شما من خیلی قصه هاتون رو گوش می کنم و دوست دارم لطفا قصه های بیشتری بزارید اگه زحمتی نیست من خیلی قصه هاتون رو دوست دارم و قصه ی امشب رو خیلی عالی تعریف کردین ممنون خاله صدف جان اسم من ملیسا هست و هر شب قصه هاتون و گوش میکنم دوستون دارم شب بخیر
سلام ملیسا جان خیلی خوشحال که با ما همراهی دوست قشنگم
ملیسا جان هر روز قصه های جدید ما رو میتونی تو اپلیکیشن وولک دنبال کنی عزیزم
داستان قشنگی بود . ممنون
ممنونم از نظرت مریم جان
مممممممنون خاله صدف
خواهش میکنم لناجان
ممنونم از نظرت
داستان خیلی قشنگی بود
خیلی ممنونم از نظرت ارسلان عزیز
خیلی عالی بود من خودم عاشق داستان هستم ممنون از قصه های خوبتون
چه عالی
خیلی خوشحالم از این که با ما همراهی آنیتاجان
سلام و عرض ادب عالیه قصه هاتون ممنون فقط یه سری قصه هارو برحسب اتفاق های تاریخ ایران باشه ممنون و متشکر
سلام دوست عزیز، خیلی ممنونم از پیشنهاد عالی که برای ما نوشتی، حتما
عالی بود و جالب 👌👌👌💋😘❤️🌹
خیلی خوشحال شدم از نظرت محمد پارساجان
دوسدارشتم
چه عالی
ممنونم خیلی عالی بود🍇🍇🍇🍇
خوشحالم که دوست داشتی پرنیان عزیز
خیلی خوب بود
خوشحالم که دوست داشتی مبین جان
خاله صدف عزیز خیلی خیلی زیبا و خوب بود.
ممنونم 😘😘😘🥰🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
خیلی خوشحال شدم که این قصه رو هم دوست داشتی آرنیکاجان
قصه تون عالی بود.
خیلی خوشحالم که دوست داشتی شهریار عزیز
عالي بود خاله صدف
ممنونم آذین جان از نظرت
خیلی خیلی عالی بود من که خوشم آمد
چه عالی
عالی بود ممنونم خاله صدف آلارا ی ۱۰ ساله
ممنونم از نظرت آلاراجان
بسیار عالی بود ❤️
ممنونم از نظرت کوثر جان
خیلیییییییییییییییییی قصهی خوبی بود من از خاله صدف ممنونم که این قصه رو درست کرده است
منم از شما ممنونم که با قصه های ما همراهی حسین جان
ممنونم خاله خیلی قصه تون قشنگ بود ممنون
خواهش میکنم عزیزم، خوشحالم که دوست داشتی
داستان های شما خیلی خوب است و هر شب به داستان های شما گوش می دهم.
من این داستان را برای پدرم خواندم
چه عالی
خیلی خوشحالم که همراه ما هستی ساراجان
عالی
خیلی ممنونم از نظرت استای عزیز
من ارغوان هستم عاشق همه قصه هاتونم
خیلی خوشحالم که با ما همراهی ارغوان عزیز
خیلی
فشنگ بود خاله جان
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
سلام،خیلی قشنگ بود،ممنون🌹🌹🌹
سلام، خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
سلام،خیلی خوب بود🌹
سلام دوست عزیزم
خیلی خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
عالی بود
ممنونم از نظرت دوست خوبم
سلام خیلی خوب بود ممنون
سلام خواهش میکنم دوست من
سلام.این داستان خوشگل بود. من دوستش داشتم.از شاهزاده خانم خیلی خوشم اومد. من نخودفرنگی خیلی دوست دادم :)
سلام دوست عزیزم
خیلی خوشحالم که قصه رو دوست داشتی و نظرت رو برام نوشتی عزیزم
ممنون خاله صدف خیلی قشنگ بود لطفا باز هم قصه برامون بزار🫛🫛🫛🫛🫢🫛🫛🍽😊
خواهش میکنم دوست عزیزم
قصه های بیشتر ما رو میتونی در وولک پلاس دنبال کنی دوست من
بهتر از این نمیشه
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
خیلی خوب بود ما باید همیشه همه میوه ها و سبزیجات رو بخوریم چون مفید هستند
چه عالی
آفرین عزیزم
۳
عالی من همه غذاها رو دوست دارم
چه عالی
آفرین به تو عزیزم
سلام خیلی داستان تون قشنگ و لذت بخش بود و لطفاً داستان های
باب اسفنجی
دختر کفشدوزکی
پرنسس باربی رو بگزارید خیلی ممنون میشم
خیلی قصه ی قشنگی بود
قصه باحال🥻ب بود خاله مرسی 🍒🍇🎎🎃👞
ممنونم آسو جان