یکی بود یکی نبود، غیر از خدای خوب و مهربون، هیچکس نبود. داستان شیر کوچولو می خواد بخوابه از این قراره که زیر گنبود کبود، یه شیر کوچولو بود. شیر کوچولو خیلی خسته شده بود ولی هر کاری می کردخوابش نمیبرد.
واسه خاطر همین رفت پیش دوستش فیل کوچولو و گفت: «سلام فیل کوچولو ،من خیلی خوابم میاد ، الان هم وقت خوابه، ولی هر کاری می کنم نمی تونم بخوابم، می تونی بهم یاد بدی چه طوری باید بخوابم؟»
فیل کوچولو گفت: «سلام شیرکوچولو، خب واسه اینکه خوابت ببره، باید بری خونتون و سرت رو بذاری روی بالشِت تا خوابت ببره.» شیر کوچولو از دوستش تشکر کرد و بعد خداحافظی کرد و رفت خونشون تا سرش رو بذاره روی بالش و بخوابه. رفت توی اتاقش و سرش رو گذاشت روی بالشتش، از این ور شد، از اون ور شد، ولی هر کاری که کرد خوابش نبرد. واسه خاطر همین از جاش بلند شد و رفت پیش دوستش زرافه کوچولو و بهش گفت:« سلام زرافه کوچولو، من خیلی خوابم میاد ، الان هم وقت خوابه، ولی هر کاری می کنم نمی تونم بخوابم، می تونی بهم یاد بدی چه طوری باید بخوابم؟»
زرافه کوچولو گفت : «سلام شیر کوچولو ،ببین وقتی می خوای بخوابی، سرت رو میذاری روی بالش تا خوابت ببره؟»
شیر کوچولو گفت: «بله زرافه کوچولو، این کار رو کردم ولی خوابم نبرد.»
زرافه کوچولو گفت : «خب ببینم، وقتی سرت رو گذاشتی روی بالش، چشاتو بسته بودی؟ اگه میخوای خوابت ببره باید چشاتو ببنی تا خوابت ببره.»
شیر کوچولو گفت: «نه، این کارو نکردم.» بعد هم از دوستش تشکر کردو خداحافظی کردو رفت خونشون تا سرشو بذاره روی بالش تا چشاشو ببنده تا خوابش ببره این کارو کرد ولی هر چی اینور اونور شد بازم خوابش نبرد. از جاش بلند شد و رفت پیش دوستش خرسی کوچولو و گفت: «سلام خرسی کوچولو،من خیلی خوابم میاد ، الان هم وقت خوابه، ولی هر کاری می کنم نمی تونم بخوابم، می تونی بهم یاد بدی چه جوری باید بخوابم؟»
خرس کوچولو گفت: «سلام شیر کوچولو ،بله دوست خوبم، ببینم برا اینکه خوابت ببره، سرت رو گذاشتی روی بالش؟»
شیر کوچولو گفت: «بله گذاشتم»
خرس کوچولو گفت : «خب چشات رو هم بستی؟»
شیر کوچولو گفت: «بله بستم. ولی هر کاری که کردم خوابم نبرد.»
خرس کوچولو گفت :«خب بگو ببینم، وقتی چشات رو بستی به خواب فکر کردی؟»
شیر کوچولو گفت: «نه، چه جوری باید به خواب فکر کنم؟»
خرس کوچولو گفت : «این کار خیلی راحته، کافیه به این فکر کنی که الان داره خوابت می بره و همه ی دوستات هم الان خوابیدند. اینطوری خیلی زودتر خوابت می بره. شیر کوچولو از دوستش تشکر کرد و بعد هم خداحافظی کرد و رفت. شیر کوچولو همه ی این کارارو انجام داد ولی هی این ور شد و اون ور شد، ولی خوابش نبرد. واسه خاطر همین از جاش پا شد و رفت پیش دوستش ببر کوچولو و بهش گفت:«سلام ببر کوچولو»
ببر کوچولو گفت:« سلام شیر کوچولو. اع! چی شده، چرا اینقدر چشات قرمز شده؟»
شیر کوچولو گفت:« آخه من خیلی خوابم میاد ، الان هم وقت خوابه، ولی هر کاری که می کنم نمی تونم بخوابم، می تونی بهم یاد بدی چه جوری باید بخوابم؟»
ببر کوچولو گفت:« بله، خب این کار خیلی راحته. باید سرت رو بذاری روی بالش، چشاتو ببندی و به خواب فکر کنی.»
شیر کوچولو گفت:« بله سرمو رو بالش گذاشتم چشامو بستمو به خواب فکر کردم و هی اینور اونور شدم ولی خوابم نبرد.»
ببر کوچولو گفت:« آهان! حالا فهمیدم چرا خوابت نمی بره، آخه وقتی می خوای بخوابی ، باید سرت رو بذاری روی بالش و چشات رو ببندی و به خواب فکر کنی و از جات تکون نخوری، اینطوری خیلی زود خوابت می بره. اگر هم از مامانت خواهش کنی که برات یه قصه و یه لالایی خوشگل بخونه، خیلی زودتر خوابت می بره. »
شیر کوچولو خیلی خوشحال شده بود، آخه فهمید مشکل کارش کجا بوده و چرا خوابش نمی برده، آخه اون هی تکون می خورد و از جاش بلند میشد، به خاطر همین بود که خوابش نمی برد. از دوستش خیلی تشکر کرد و بعد هم خداحافظی کرد و رفت خونشون و برا مامانش همه ی ماجرا رو تعریف کرد.
بعد هم به مامانش گفت: «مامان جونم! من دارم میرم توی اتاقم تا سرم رو بذارم روی بالشم و چشام رو ببندم و به خواب فکر کنم و تکون نخورم تا خوابم ببره. میشه ازتون خواهش کنم که برام یه قصه و لالایی بخونی تا زودتر خوابم ببره؟ »
مامانش گفت: «بله! شیر کوچولوی ناز من! حتما این کار رو می کنم. »
بعد هم شیر کوچولو رفت توی اتاقش، سرش رو گذاشت روی بالشش و چشاش رو بست و به خواب فکر کرد، به اینکه الان خوابش می بره، به اینکه الان دوستاش همه خوابن و سرشون رو گذاشتن روی بالششون و چشاشون رو هم بستند . شیر کوچولو تکون نخورد و از جاش بلند نشد و مامانش هم براش قصه ی شیرکوچولو رو تعریف کرد. این بود داستان زیبای شیر کوچولو می خواد بخوابه .
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





عالی
ممنون از نظرت دوست من
پسرم عاشقشه
چه عالی
خیلی عالی
خیلی خوبه پسرم واقعا دوسش داره فقط فایل صوتی دیگه کار نمیکنه لطفا رسیدگی کنید
ممنونم از شما دوست عزیز، حتما فایل صوتی رو بررسی خواهیم کرد