4.2/5 - (111 امتیاز)

 

یکی بود یکی نبود. در یک روز گرم تابستونی حیوانات جنگل مثل همیشه دور هم جمع شدند که باهم بازی کنند و سرگرم بشند. موش کوچولو که به تازگی از شهر برگشته بود با هیجان دوید و گفت:” ببینید چی از شهر آوردم! یک توپ فوتبال ..” دوستان موش کوچولو با دیدن توپ فوتبال هیجان زده شدند و گفتند:” واای چه توپ فوتبال خوبی.. بیاید هر چه زودتر باهاش بازی کنیم” موش کوچولو گفت:” اول باید دو تا تیم تشکیل بدیم .. بعد می تونیم حسابی فوتبال بازی کنیم”

خیلی زود حیوانات جنگل دو تا تیم شدند و با توپ جدید شروع به بازی کردند. موش کوچولو که خیلی زبل بود و سریع می دوید خیلی زود تونست گل بزنه  واز خوشحالی هورای بلندی کشید. حالا نوبت فیلی بود که می خواست هر طور شده توپ رو وارد دروازه موش کوچولو بکنه .. موش کوچولو که میخواست مانع اون بشه سریع جلوی فیلی رفت تا توپ رو بگیره. فیلی نتونست تعادلش رو حفظ بکنه و یک دفعه فیلی و موش کوچولو به روی زمین افتادند.فیلی که فکر میکرد ممکنه روی موش کوچولو بیفته و اون رو له کنه تلاش کرد که به طرف دیگه ای بیفته و اینطوری شد که دقیقا روی توپ فوتبال موشی  افتاد و توپ فوتبال ترکید..

موش کوچولو با دیدن توپی که ترکیده بود زد زیر گریه و گریه بلندی سر داد. فیلی که از این اتفاق خیلی ناراحت بود سعی کرد موش کوچولو رو دلداری بده و گفت:” من واقعا متاسفم! نمی خواستم این اتفاق بیفته .. من همه تلاشم رو کردم که روی تو نیفتم تا له نشی ..”

اما موش کوچولو که توپ جدیدش رو از دست داده بود در حالیکه اشک می ریخت گفت:” من می خواستم با توپم تمرین کنم تا توی مسابقه شهر شرکت کنم .. حالا دیگه بدون توپ چطوری تمرین کنم!”

قورباغه گفت:” نگران نباش موشی.. میتونیم دوباره از شهر یک توپ دیگه بیاریم ” موشی با ناراحتی گفت:” چند روز دیگه مسابقه است و من وقت ندارم که دوباه به شهر برم ..من همین الان توپ لازم دارم ” روباه یه کم فکر کرد و گفت:” میتونیم به جای توپ با چیز دیگه ای بازی کنیم .. مثلا با یک نارگیل! چطوره؟”

خرگوش گفت:” چطوری با نارگیل فوتبال بازی کنیم؟ نارگیل خیلی سفت و محکمه ..اگه روی سرمون بیفته حتما سرمون میشکنه !”میمونک که به حرفهای حیوانات گوش می داد در حالیکه از شاخه درخت آوزیوون شده بود گفت:” چطوره از کدو تنبل استفاده کینم؟” خرگوش گفت:” کدو تنبل اصلا شبیه توپ نیست.. تازه با ضربه زدن ممکنه له بشه !”

الاغ که تا اون موقع ساکت بود گفت:” به نظرم ما به یک چیز پنبه ای نرم نیاز داریم تا به جای توپ استفاده کنیم..” خرگوش گفت:” باشه ولی ما الان توپ پنبه ای از کجا بیاریم ؟!!” بقیه حیوانات با شنیدن پیشنهاد الاغ خنده بلندی سر دادند. الاغ که انگار خجالت کشیده بود سرش رو پایین انداخت و چیزی نگفت.

همون موقع پرنده ای که روی شاخه نشسته بود گفت:” چه خبره؟ چرا انقدر سر و صدا می کنید؟ بچه های من توی لونه خوابیدند الان بیدارشون میکنید..”

فیلی گفت:” ببخشید خانوم پرنده .. الاغ پیشنهادی داد که همه ما رو به خنده انداخت .. این سر و صدا به همین خاطره ..” پرنده گفت:” مگه چه پیشنهادی داد که انقدر خنده دار بود؟”  فیلی گفت:” توپ فوتبال ما ترکیده .. الاغ پیشنهاد داد که یک توپ پنبه ای بسازیم!”

پرنده یه کم فکر کرد و گفت:” چرا که نه؟ اتفاقا به نظر من پیشنهاد خوبیه!!” حیوانات با تعجب به پرنده نگاهی کردند و گفتند:” چطوری؟ ”

پرنده گفت:” مگه نمیدونید به من میگن پرنده بافنده ! من می تونم خیلی چیزها رو به هم بدوزم .. الان هم برید و یه کم پنبه برای من بیارید تا توپتون رو درست کنم!”

موش کوچولو سریع دوید و از گل های پنبه ای که توی جنگل بود مقداری پنبه کند و برای پرنده آورد. پرنده پنبه ها رو گرفت و داخل توپ فوتبال پاره کرد و با نوک تیزش مشغول دوختن توپ شد. طولی نکشید که توپ فوتبال دوباره مثل اول سالم و محکم شد. پرنده توپ رو به حیوانات داد و گفت:” توپتون آماده است.. شاید مثل اولش بالا و پایین نپره ولی فعلا میتونید باهاش بازی کنید و سرگرم بشید..”

موش کوچولو که با دیدن توپش خیلی خوشحال شده بود با ذوق و هیجان گفت:” وااای ازت ممنونم پرنده بافنده” بقیه حیوانات هم از پرنده تشکر کردند .

پرنده لبخندی زد و گفت:” فقط یادتون باشه که دیگه هیچ وقت حرفها و فکرهای کسی رو مسخره نکنید و بهش نخندید..” حیوانات که متوجه رفتار اشتباهشون شده بودند گفتند :” حق با شماست  “و الاغ رو بغل کردند و ازش به خاطر پیشنهاد توپ پنبه ای تشکر کردند.

بعد هم همگی با توپ فوتبال جدید کلی بازی کردند و خوش گذروندند.

 

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

59 پاسخ
  1. Ail
    Ail می گوید:

    😀😛🥰😍😍😍😇🥰😈😈😈😈😈👻😺😹😻😻😹😹💛💛💚💚💚💨💙💜💜💜💜💜💜💜🤎💚💜🤎🖤❣💕💞💗💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖❤🧡🧡🧡🏆🏆🏆🏆🏅🏅🏅🏅🏅🏅🏅🏅🥇🥇🥇🥇🥇🥈🥈🥈🥈🥈🥈🥉🥉🥉🥉🥇🥇🥇🏅🏅🏐🏐🏐🏐🏐🏀🏀🏀🏀🎆🧨✨🎇🎫🎖🏆🏅🥇🥇🏅🥇🥈🥉🥉🥉🥉🥉🥈🥇🏅🏆🏆🏆🏆🏅🏅🌽🍓🍓🍓🍓🍒🍑🍒🍈🍈🍇🍉🍉🍇🍇🍇🍐🍐🍐🍐🍇🍇🍇🍇🍇🍇🍇🍇🍇🍇🍇🍐🏐🧡🧡🧡❤❤❤💖💗💞💞💕❣🖤🖤🤎🤎🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🥇🥇🥇🥇🥇🥇🥇🥈❤🥉🎖🎖💖💖💖💖💞💕❣🤎🖤🖤🧖‍♀️🧖‍♀️🧖‍♀️😜😜😜😜

    پاسخ
  2. 🙂😍آنیتا بنیتا
    🙂😍آنیتا بنیتا می گوید:

    من از این داستان یاد گرفتم که هیچوقت نباید نظرات دیگران رو مسخره کرد چون ممکنه همون نظر کوچولو که از نظر ما مسخره و به درد بخور باشه کار ساز و خیلی مفید باشه.
    ولی اگر از همون اول موشی به حيوانات می گفت که با این توپ برای مسابقه تمرین می کنه بهتر بود.
    ولی ممنون

    پاسخ
  3. ○}●{{●●●}}●idireuurudrrggffggfg
    ○}●{{●●●}}●idireuurudrrggffggfg می گوید:

    🐵🐈‍⬛🐮🦓🐮🦬🦬🦬🦄🐈🦓🦓🦄🦄🦌🐈‍⬛🦄🦄🦄🐈‍⬛🦄🦁🦁🦄🐈‍⬛🦓🥝🍒🥝🥔🌰🌰🥔🍄🍄🍄🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🫑🫑🥕🌶🥭🥭🌶🌶🫑🌶

    پاسخ
  4. Jci○kbvbnjbkvx}●{{●●●}}●idireuurudr8iigggrggffggfg
    Jci○kbvbnjbkvx}●{{●●●}}●idireuurudr8iigggrggffggfg می گوید:

    🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🍞🍞🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶🇧🇧🇦🇴🇧🇧🇦🇽🇧🇦🇦🇼🇧🇦🇧🇱🇦🇽🇧🇲🇦🇽🇧🇲🇧🇯🇧🇯🇧🇲🌶🌶🌶

    پاسخ
  5. ریحانه و شکرانه
    ریحانه و شکرانه می گوید:

    خیلی خوب بود.عالی بود.ممنون.لطفا قصه های کارتونی بیشتر بگذارید

    پاسخ
  6. برسام
    برسام می گوید:

    عالی بود مثل همیشه ،ولی بچه ها حواسشون به همه چیز هست و پسر من میگه پس چرا خرگوش داخل عکسها نیست 😂😂😂

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      خوشحالیم که برسام دقیق و باهوش هست. سعی میکنیم تصاویر تا حد امکان منطبق با قصه باشن

      پاسخ
  7. ریحانه
    ریحانه می گوید:

    دخترم خیلی از قصه خوشش اومد🕌🎆🎇😇😴🤒🤮🤑💋💄🧠🧠🫀🫀🫦👄👴🏻🧕🏻👨🏼‍🚀🧑🏼‍🚒👸🏼👰🏼‍♀️🧞‍♀️🚶🏻‍♀️🚶🏽‍♀️👨🏽‍🦼👨‍👧👩‍👧👨‍👧‍👧👨‍👩‍👧‍👧👩‍👧👨‍👧👨‍👧‍👧👨‍👩‍👧👨‍👩‍👧‍👦👨‍👩‍👧‍👧🧶👗👢👞👟🥻👗👙🩱🦄🦋🍄💐🌺🌷🌸🌹🌼🥀🌻🪷🌞⛄️☃️❄️🌨🌩🫧💦💧💨🌬⛈🌧🌦☁️☁️🌩⛅️🌤☀️🌈🌪🌥🍏🍎🍒🍊🍔🍕🍟

    پاسخ
  8. الیسا تیموری
    الیسا تیموری می گوید:

    ، 💖💖💖💖💖💖💖🌹🌹🌹🌹🌹👇👇👇😇😇😇😇😇😇🙏🙏🙏💃💃💃👏👏👏👏👏😋😎💫💫💫💫💫💫💋💋💋💋💋💋

    پاسخ
  9. ریحانه مهرابی
    ریحانه مهرابی می گوید:

    ممنون از قصه عالی شم🙀🫶🏻😱😔😭😮‍💨😪😵😩😣😍😘🥰🚘🚨🧽🌡🌡🧪🚽💊💉💉💉🦠🦠🦠🦠🦠🦠🦠💊🩻🛎💈💈💈💈💈💈💈💈🩻🪬

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *