روزی بود و روزگاری بود یک مرغ ماهیخوار بود که بر لب دریاچه کوچکی خونه داشت و از همه کارهای دنیا دلش به این خوش بود که هر روز یه ماهی بگیره و بخوره و شب همون جا بخوابه تا دوباره گرسنه بشه و باز روز ازنو و روزی ازنو.
مدتها این کارش بود تا اینکه پیر و ضعیف و رنجور شد و یک روز دید که دیگه نمیتونه مثل قدیما لب آب کمین کنه و با سرعت و چابکی ماهی شکار کنه. ماهیها پیش از اینکه مرغ ماهیخوار به خودش بجنبه در میرفتن و فرار میکردن و در نتیجه اون گرسنه میموند.اون وقت با خستگی و ناامیدی یه گوشه ای مینشستو با خودش فکر میکرد که :” حیف که در روزهای جوونیم چیزی برای پیریم ذخیره نکردم و حالا قدرت و توانایی ندارم که حتی یه دونه ماهی بگیرم”
بعد با خودش گفت :” حالا گذشته ها گذشته ، بدون غذا هم که نمیشه زندگی کرد، باید یه کلکی سوار کنم تا گرسنه نمونم”
بعد رفت لب دریاچه و نزدیک خونه خرچنگ نشست ، قیافه ناراحتی به خودش گرفت و شروع کرد با خودش حرف زدن و از اوضاع روزگار شکایت کردن و میگفت :” خدایا این چه بلاییه که سر ما اومده، من که پیر و ناتوان شدم و چیزی از عمرم باقی نمونده و لی این ماهیها چه گناهی دارن و چرا باید گیر ظالم بیفتن، چه روزگار بدی شده”
خرچنگ که ماهیخوار رو میشناخت تا صدای اونو شنید از خونه اش بیرون اومد و گفت :”دوست عزیزم میبینم که ناراحت و نگرانی ؟ چه اتفاقی افتاده ؟”
ماهیخوار جواب میده :” دوست خوبم چه طوری میتونم ناراحت نباشم ، تو که میدونی تنها دلخوشی من این بود که هر روز میومدم لباین دریاچه و یه ماهی میگرفتم و به این غذای خودم هم راضی بودم ، ضرری هم به ماهی ها نمیرسید ولی امروز دو نفر صیاد رو دیدم که با تورهای بزرگ ماهیگیری از اینجا رد میشدن و نگاهی به این دریاچه انداختن و یکیشون به اون یکی گفت : حالا اون یکی دریاچه ماهی های بیشتری داره اول میریم اونجا و بعد از دو سه روز برمیگردیم اینجا و ماهی های این دریاچه رو شکار میکنیم.اینطوری هم من بدون غذا و روزی میمونم هم این ماهی ها ظرف دو سه روز صید میشن و از بین میرن.اینه که دلم خیلی براشون میسوزه.
خرچنگ این خبر رو به ماهی ها گفت و ماهی ها هم خیلی ترسیدن و همه دور خرچنگ جمع شدن و گفتن :” بله مرغ ماهیخوار راست میگه درسته که اون هم دشمن ما بود اما اون فقط روزی یه دونه ماهی میگرفت و از جمع ما چیزی کم نمیشد ولی اگر صیاد بیاد همه مارو میگیره ،و چون ما نمیدونیم چی کار کنیم بهتره از مرغ ماهیخوار بپرسیم شاید اون یه راه فراری بلد باشه”
خرچنگ گفت :” اگر چه با دشمن نباید مشورت کرد ولی چون ماهیخوار تو خشکی زندگی کرده شاید عقلش بیشتر باشه”
پس ماهیها همه همراه خرچنگ لب دریاچه اومدن و از ماهیخوار پرسیدن :” خبری که خرچنگ از قول تو میگه درسته؟”
ماهیخوار گفت :” بله من خودم شکارچی ها رو به چشم خودم دیدم و تمام حرفاشونم با گوش خودم شنیدم ، این بود که هم برای خودم هم برای شما خیلی غمگین شدم”
ماهیها گفتن :” ای مرغ دانا ما میدونیم وقتی مشکلی پیش میاد باید دشمنی های کوچیک قبلی رو فراموش کرد،همیشه زندگی تو به وجود ما وابسته بود حالا هم زندگی ما به عقل و فکر تو وابسته ست، به نظرت ما باید چی کار کنیم؟”
ماهیخوار گفت :” چون منو شما هیچکدوم زورمون به اون صیادا نمیرسه بهتره همه ما به دریاچه دیگه ای که پشت این کوهه فرار کنیم.اون دریاچه انقدر گوده که کسی نمیتونه توی اون پا بذاره.اگر بتونید همه با هم به اونجا برید برای همیشه راحت هستید و از چشم دشمن و آدممیزاد پنهان میمونید”
ماهیها گفتن :” فکر خیلی خوبیه ولی از دریاچه ما به اونجا هیچ راهی نداره و ما هم تو خشکی نمیتونیم راه بریم و ما بی کمک تو نمیتونیم به اون دریاچه برسیم”
مرغ ماهیخوار گفت :” من خیلی دلم میخواد به شما کمک کنم اما وقت خیلی کمه و ممکنه دوسه روز دیگه صیادا به اینجا برسن و من هر بار بیشتر از دو سه تا ماهی نمیتونم ببرم”
ماهیهیا اصرار و اتماس کرن تا اینکه قرار شد هر روز دوبار مرغ ماهیخوار چند تا از ماهیهارو به دریاچه جدید ببره.
پس ظرفی از پوست هندونه درست کردن و نخی بهش بستن و هر روز چندتا ماهی تو اون ظرف میشستن و ماهیخوار پرواز کنان ماهی هارو میبرد بالای تپه ایکه در اون نزدیکی بود و بعد اونارو میخورد و استخون هاشونم همونجا میذاشت و با ظرف خالی برمیگشت.
ماهی ها هم که از کار ماهیخوار خبر نداشتن و فریب و گول اون روخورده بودن هر دفعه سر اینکه اول تو ظرف بشینن و برن با هم بحث میکردن.
تا چند روز ماهیخوار با این کلک و بدجنسی شکم خودشو از گوشت ماهیها سیر کرد.
بعد از چند روز خرچنگ به ماهیخوار گفت :”من میخوام دریاچه جدید رو ببینم و خبر خوبی و خوشحالی ماهیای اونجا رو برای دوستاشون ببرم تا خیالشون راحت بشه، خوب میشه که امروز منو به اونجا بری”
ماهیخوار با خودش فکر کرد :” حالا که این نگران سلامتی ماهیها شده ممکنه بقیه ماهیهارو هم نگران وناراحت کنه پس بهتره از دست این هم راحت بشم”
بنابر این به خرچنگ گفت :” خیلی فکر خوبیخ بیا پشت من سوار شو تا همین الان تو رو به اون دریاچه ببرم، هم پرواز میکنی هم ماهیها رو میبینی”
بعد فوری خرچنگ رو پشت خودش سوار کرد و شروع کرد به پرواز کردن بالای بیابان و میخواست خرچنگ رو به جای دوری ببره تا دیگه نتونه به دریاچه و خونش برگرده.
اما خرچنگ باهوش وقتی از بالای تپه میگذشتن همین که استخونهای ماهیها رو روی تپه دید فهمید که ماهیخوار چه نقشه ای کشیده بوده وداستان از چه قراره و دونست که ماهیخوار حیله گر به ماهیها کلک زده و ماهیها رو نابود کرده و حالا جون خود خرچنگ هم در خطره.
بعد با خودش گفت :” بهتره با اون بجنگم و انتقام ماهیهارو ازاون بگیرم ، هر جور شده تلاشم رو میکنم تا اونو از بین ببرم و هیچ کوشش و تلاشی بی فایده نیست”
بعد از این فکر تصمیم خودش رو گرفت و همونطور که بر پشت ماهیخوار سوار بود ناگهان خودش رو به گردن ماهیخوار انداخت و با چنگکای خودش گلوی مرغ ماهیخوار رو فشار داد، ماهیخوار بیهوش شد و هر دو با هم به زمین افتادن.خرچنگ با عجله خودش رو به ماهیها رسوند و خبر کلک و حیله ماهیخوار رو به اونا داد و گفت :” ماهیخوار فکر نکرده بود که کلک و حیله به قیمت از دست دادن جونش تموم میشه”
بعد ماهیها از فداکاری و دوستی خرچنگ خیلی تشکر کردن و خوشحال بودن که مرغ ماهیخوار به سزای کار بد خودش رسیده و با خودشون قرار گذاشتن که دیگه خبری رو که از دشمن به گوششون میرسه باور نکنن و از دشمن خودشون توقع دوستی نداشته باشن.
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





بسیار عااالیست متشکرم🙏🙏
سپاس از شما
بسیار عال ست ممنونیم
💗💝💖
خیلی زیباست ممنون
ممنون از شما دوست عزیز
ممنون از شما
ممنون از قصه های زیبا یک دنیا تشکر
تشکر از شما دوست عزیز
خلی خیلی ممنون.صوتهاتون عالی ان
میشه امکان دانلود رو فراهم کنید؟ لطف میکنید
ممنون از نظر پر مهرتون دوست عزیز ، برای رعایت حق مالکیت معنوی گوینده قصه امکان دانلود متاسفانه فراهم نمی باشد همراه عزیز.
مرسی داستان خوبی بود
ممنونم از شما که به قصه های وولک گوش میکنی دوست عزیزم
داستان رو خیلی دوست داشتیم من و برادرم ممنون🌺🍄
بسیار هم عالی ممنون از شما
اصلا خوب نبود
چرا دوست نداشتی طاها؟
عالی بود واقعا کیف کردم
تشکر از نظر شما
عالیه خیلی خوب بود
ممنونم از نظرت مهلای عزیز
عالیه
ممنونم از نظرت دوست خوبم
من میخوام از متنش کمک بگیرم در دفتر فارسیم بنویسم
بسیار هم عالی
حرف نداره بازم
خیلی ممنونم از نظرت دوست من
این عکس عااااااااااااااااااااشقشششششم
چه عالی
عالی
تشکر
عالی بود
تشکر
ممنون قصه ی قشنگی بود
ولی این قصه ی اصلی نبود
تشکر از نظرت دوست خوبم. مطمئنم روایتی که شما میشناسی هم زیبا هست
خیلی خیلی عالی ممنون
ممنونم از نظرت آرمیناجان
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی عالیست😍😍
ممنونم از نظرت مقدس جان
عالی هست ولی نمی خواست خودشو معرفی کنه
عالی
سپاسگزارم از نظرتون قشنگا
خیلی خوب بود وقتی به خواهرم خواندم خوابش برد
چه عالی
خیلی خوب بود کیف کردم
خیلی ممنونم که نظرت رو نوشتی دوست خوبم
خوب بود
داستانش پیچیدس😑😑
سلام خیلی قصه خوبی بود
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
بسیار عالی و طولانی✨
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
خیلی عالی بود
خیلی ممنونم از نظرت دوست عزیزم
داستان مرغ ماهیخوار و خرچنگ خیلییییییییییییییییییی خوبببببببببببببببب خیلی خیلی ممنون ممنون خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ممنونننننننننننننن
خیلی ممنونم از نظرت دوست خوبم
عالی بود
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
عالي بود
ممنونم از نظرت عزیزم
سلام البته این یکی از داستانهای کلیله و دمنه است و بهتر است منبع را بنویسید
سلام بله درست میفرمایید
همه قصه های کهن صوتی رو میتونید در وولک پلاس گوش بدید
عالی
💜💜
عالی
🌺🌺🌺
خیلی داستان جالبی بود. با تشکر از شما.
ممنونم دوست خوبم
خیلی بده
مرسی که نظرت رو برامون نوشتی دوست خوبم، بهم میگی چرا از قصه خوشت نیومد؟
ممنون از زحماتتان
ممنون از شما دوست خوبم
داستان زیبایی بود
💜💜💜💜
عالی بود
💕💞💓
خیلی داستان قشنگی بود
💕💞💓
من خیلی لذت بردم متشکرم
💕💞💓
ممنونم بابت این قصه های کودکانه
یک دنیا تشکّر🥰🥰🌺🌺🥳🥳
💕💞💓ممنون که به قصه ها گوش میکنی
خیلییییی زیبا هست
💕💞💓
سلام ممنون از شما و شانزده 🙏🙏🙏🙏🙏🙏
💕💞💓
خوبه ممنون
🌺🌺🌺
بسیارهم عالی بود😁
❤️
بد نبود
❤️
مرسی از سازندش…
❤️
خیلی عالی بود
❤️
عالی عالی بود
😍
خیلی ممنونم😍
🥰
خیلی خیلی خوبه
ممنون از سازندش
🥰🥰
خیلیییییییییییییی خیلیییییییییییییی خیلیییییییییییییی خیلیییییییییییییی خوبه
🥰🥰
عالی
🥰🥰
طولانی بود بهتربود خلاصش رو هم می زاشتین ولی باز هم خوب بود
❤️❤️
خیلی زیاد است ولی خوب بود
❤️❤️
نتیجه هم برایش بنویسید
حتما دوست عزیزم