قصه جذاب و شنیدنی هواپیمای تولد
4.2/5 - (535 امتیاز)

 

یکی بود یکی نبود. روزی روزگاری دختر کوچولویی بود به اسم دینا.. دینا خیلی خوشحال بود چون چند روز دیگه تولدش بود و هر روز که می گذشت لحظه شماری می کرد تا زودتر تولدش برسه. یک شب دینا با خوشحالی به پدرش گفت:” یعنی هدیه تولد امسالم چی هست بابا جون؟ ” بابا لبخندی زد و گفت:” اون یک سورپرایزه دینا، باید تا روز تولدت منتظر بمونی..” دینا با هیجان گفت:” دوست دارم مثل پارسال که بهم دوچرخه هدیه دادید امسال هم هدیه ای بدید که تا حالا نداشتم ..”

بابا با مهربونی گفت:” باشه دینا هدیه ای بهت میدیم که تا حالا نداشتی تا حسابی ذوق زده ات کنه .. ” بعد هم با خنده گفت :” حالا بهتره دیگه بری بخوابی شاید خواب کادوهای تولدت رو دیدی ” دینا از ته دل خندید و شب بخیر گفت و رفت که بخوابه.. اون حسابی هیجان زده بود و تمام شب خواب تولد و کادوهای تولد رو دید..

بالاخره روزها گذشت و روز تولد دینا رسید. دینا واقعا خوشحال و هیجان زده بود. در روز تولدش پدر و مادرش جشنی ترتیب دادند و دوستان دینا رو دعوت کردند. همه بچه ها برای دینا هدیه ای آورده بودند. اون روز حسابی به بچه ها خوش گذشت اونها کلی بازی کردند و خوراکی های خوشمزه خوردند. بعد هم دینا شمعهای روی کیکش رو فوت کرد و همگی کیک خوردند. بعد از رفتن دوستهاش دینا به سراغ باز کردن هدیه های تولدش رفت. دینا دلش می خواست هدیه پدرش رو آخر از همه باز کنه تا حسابی ذوق زده بشه.. برای همین اول دونه به دونه هدیه ها رو باز کرد. کلی کتاب و اسباب بازی بامزه هدیه گرفته بود.

حالا نوبت به هدیه بابا بود. اون سراغ جعبه بزرگ هدیه بابا رفت و با دقت کاغذ دورش رو باز کرد. داخل جعبه یک هواپیمای بزرگ رنگارنگ به همراه کنترلش بود. دینا با دیدن هواپیمای کنترلی به وجد اومده بود و با ذوق گفت:” وااای من تا حالا هواپیمای این شکلی نداشتم..: به طرف پدر رفت و پدرش رو در آغوش کشید و ازش تشکر کرد.

دینا سریع هواپیما رو از جعبه در آورد و مشغول بازی با هواپیما شد. همون موقع پدربزرگ از اتاقش بیرون اومد و با دیدن هواپیمای رنگارنگ گفت:” اوووه چه هواپیمای رنگارنگ زیبایی! ” دینا با خوشحالی گفت:” بله پدربزرگ این هدیه پدرمه .. خیلی دوستش دارم تا حالا همچین هواپیمایی نداشتم..” پدربزرگ خندید و گفت:” خیلی جالبه.. من تا حالا توی دنیای واقعی فقط هواپیمای سفید دیدم . راستی آیا می دونی چرا هواپیماهای دنیای واقعی فقط سفیدند؟ ” دینا کمی فکر کرد و گفت:” نمیدونم پدربزرگ! اما من فکر می کنم اونها باید رنگارنگ باشند تا مثل پرنده هایی که توی آسمون پرواز می کنند زیبا به نظر برسند!”

پدربزرگ گفت:” دینا دلیلی وجود داره که هواپیماها سفید هستند و رنگ کمتری روی اونها وجود داره ..” دینا  با تعجب گفت” چه دلیلی پدربزرگ؟”

پدربزرگ گفت:” رنگ سفید در بدنه هواپیما اون رو خنک نگه میداره.. چون نور خورشید رو از خودش دور می کنه .. موتورهای هواپیما برای اینکه درست کار کنند باید خنک نگه داشته بشن.. برای همین در رنگ بدنه هواپیماها از رنگهای تیره که گرما رو به خودشون جذب می کنند استفاده نمیشه..”

دینا گفت:” چه جالب! من اینها رو نمیدونستم! اما رنگهای روشن دیگه ای هم وجود داره مثل کرم یا آبی روشن ..پس چرا فقط از سفید استفاده میشه؟” پدربزرگ گفت:” سفید یک رنگ روشن استاندارد هست، اینطوری مهندسان می تونند به راحتی متوجه ترک ها، فرو رفتگی ها و آسیب هایی که به بدنه هواپیما وارد شده بشن و اون رو تعمیر کنند. اگر این آسیب ها تعمیر نشن حتی یک ترک کوچک می تونه موجب اتفاقها و حوادث بدی بشه ..”

دینا که انگار اطلاعات مهمی رو فهمیده بود سرش رو تکون داد و گفت:” چه جالب اینا رو نمیدونستم ” پدربزرگ گفت:” بله عزیزم.. اینطوریه که ما فقط هواپیمای سفید رنگ میبینیم و نمیدونیم چقدر رنگ سفید اونها مهمه..”

دینا خندید و گفت:” پدربزرگ فکر کنم اینها رو به بابا نگفته بودی به همین خاطر اون برای من یک هواپیمای رنگارنگ خریده نه یک هواپیمای سفید..”

پدربزرگ و بابا هر دو خندیدند و پدربزرگ گفت:”  خب این فقط یه هواپیمای اسباب بازیه دینا جان.. اما دونستن این حقایق خوبه.. خیلی خوبه که تو همیشه سوال می پرسی و اینطوری کلی چیزهای جدید یاد می گیری..”

دینا گفت:” بله.. الان هم میخوام این چیزهایی که فهمیدم رو به دوستام هم بگم! البته اول باید یک فکری برای رنگ هواپیمام بکنم تا بیشتر شبیه هواپیماهای واقعی بشه ..”

پدربزرگ خندید و دینا رو محکم در آغوش گرفت.

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

98 پاسخ
  1. امیر علی و amir mohammad🦜🦜🦜
    امیر علی و amir mohammad🦜🦜🦜 می گوید:

    باید تلاش کنیم تا بتونیم دیگران رو خوشحال کنیم مانند مورچه ای که یک تکه فندق که روی دیوار بود ۱۰۰ بار افتاد سر انجام ۱۰۱بار تونست تا اون فندق رو برداره و خیلی خوشحال بود

    پاسخ
  2. افرا
    افرا می گوید:

    👏👏👏👏👏👏👏👏👍👍👍👍👍👍👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏😊😊😊😊😊❤❤❤❤❤❤❤❤❤🍰🍰🍰🍰🍰🍰🍰🍰🍰🍰🍰🎆🎆🎆🎇🎇🎇🎇🎇🎊🎊🎊🎊🎊

    پاسخ
  3. نیکا الماسی
    نیکا الماسی می گوید:

    سلام ممنون از قصه های زیبا تون اگه میشه این اهنگ اخرش رو بردارید یا به جا لالایی بزارید

    پاسخ
  4. عمادومرصاد
    عمادومرصاد می گوید:

    ممنون خاله صدف فقط قصه ها یه مقدار کوتاهه من و داداشم خوابمون نمیبره قصه تموم میشه، اگر بیشترباشه ممنون میشیم، چون بابام شبی یه قصه بیشتر برامون نمیگه،🙏

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      ممنون از همراهی شما بچه های گل
      پیشنهادتون خیلی خوب بود ممنون که برامون نوشتید بچه ها

      پاسخ
  5. غزل سادات
    غزل سادات می گوید:

    داستان جالبی بود… این اطلاعات رو منِ بزرگتر هم نداشتم چه برسه به بچه ها.. بسیار سپاسگزارم

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      تصاویر به صورت کارتونی تولید میشن تا برای بچها جذابتر باشند
      ممنونم از نظر شما

      پاسخ
  6. سانیا
    سانیا می گوید:

    خواهر من هرشب قصه هارو گوش میده از قصه ی هواپیمای تولد خیلی خوشش اومد وچیز های مفیدی یاد گرفت من خودم هم نمی‌دونستم چرا هواپیماهای واقعی سفید هستن و همین الان فهمیدم😂😂ممنونم ازتون.سانیا ۱۰ ساله.بای

    پاسخ
  7. روشنا
    روشنا می گوید:

    من یاد گرفتم که هواپیما رنگش باید سفید باشه چون که موتورهای هواپیما خنک بمونن ووقتی که یک نفر از بالا دید که هواپیما بالش ترک خورده بگه که فرود بیادتا تعمیر بشه

    پاسخ
  8. ریحانه
    ریحانه می گوید:

    👎🏻👍🏻👧🏼👶🏻🧔🏼‍♀️👮🏻‍♀️👮🏻👩🏿‍🎤👩🏻‍🎤👨🏻‍🔧👨🏻‍💻👰🏼‍♀️👰🏼👰🏼‍♂️🦹🏼‍♀️🤴🏻🫅🏻👰🏼‍♀️👰🏼‍♂️🧑🏿‍🚀👰🏼👰🏼‍♀️

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *