7 تا جوجه اردک زرد بامزه که تازه از تخم در اومده اومدند همراه مادرشون، کنار برکه پرآبی وسط جنگل زندگی می کردند. جوجه اردکها هنوز بلد نبودند داخل آب شنا کنند و همیشه از مامان اردکه می خواستند که زودتر بهشون شنا کردن یاد بده . مامان اردک به جوجه ها میگفت: “عجله نکنید جوجه های من ، وقتش که برسه بهتون یاد میدم..”
بالاخره یک روز مامان اردک به جوجه ها گفت:” آماده باشید که وقت شنا کردن تو برکه است..” جوجه ها با ذوق و شوق به طرف برکه راه افتادند. مامان اردک به جوجه ها یاد داد که وقتی وارد آب شدند چطوری باید حرکت کنند و بعد ازشون خواست که پشت سرش وارد برکه بشن.
مامان اردک وارد برکه شد و 5 تا از جوجه اردکها هم به دنبال مامان وارد آب شدند. اما دو تا جوجه اردک که اسمشون نیکو و جیکو بود همونجا ایستادند و توی آب نرفتند. مامان اردک چند بار نیکو و جیکو رو صدا کرد ولی اونها شروع کردند به گریه کردن و گفتند:” نه آب سرده ! ما نمیایم توی آب، ممکنه غرق بشیم..”

مامان گفت:” نگران نباشید جوجه های من ! لایه ای که در پای ما وجود داره مثل یک پارو عمل می کنه و نمیگذاره که اتفاقی برای ما بیفته..” اما نیکو و جیکو به حرفش گوش ندادند و همونجا ایستادند.
جوجه هایی که وارد برکه شده بودند با هیجان شنا می کردند و خوشحال بودند ولی نیکو و جیکو با حسرت و ناراحتی اونها رو نگاه می کردند. اونها به این فکر می کردند که با اینکه هوا سرده چرا خواهر و برادرهاشون داخل آب احساس سرما نمی کنند!
روزهای زیادی به همین شکل گذشت. مامان و جوجه اردک ها داخل برکه شنا می کردند ولی نیکو و جیکو می ترسیدند و حاضر نبودند وارد برکه بشن.
یکی از همین روزها که نیکو و جیکو کنار برکه ایستاده بودند و در حال تماشای مامان اردک و خواهر برادرهاشون بودند ناگهان 3 تا بز بزرگ شاخدار به طرف اونها دویدند . نیکو و جیکو که حسابی ترسیده بودند به طرف برکه دویدند و گفتند : “مامان ، مامان..” . بزها جلوی جوجه ها ایستاده بودند، بنابراین اونها از سر ناچاری به داخل آب پریدند و همونطور که مامان یادشون داده بود شروع به شنا کردند. واقعا شگفت انگیز بود چون با اینکه آب برکه سرد بود ولی جوجه ها نه سردشون شده بود و نه توی آب غرق شدند.

در واقع اونها از شنا کردن توی آب برکه خیلی لذت می بردند. اونها مدت زیادی رو داخل برکه بودند و شنا کردند و وقتی از آب بیرون اومدند سرحال و پرانرژی بودند. نیکو و تیگو به مامان گفتند:” مامان چرا ما خیس نشدیم؟”
مامان اردک گفت:” جوجه های من ، ما اردک ها غده ای زیر دم خودمون داریم که از خودش روغنی تولید می کنه و اجازه نمیده که وقتی شنا می کنیم خیس بشیم. تازه این روغن بوی خاصی هم داره که باعث می شه همه بتونند ما رو پیدا کنند. این روغن روی بالهای ما پخش میشه و به همین دلیل هست که موقع شنا خیس نمیشیم یا احساس سرما نمی کنیم. شما هنوز کوچیک هستید و بدنتون این روغن رو ترشح نمی کنه به همین خاطر من از روغن بدن خودم روی بالهاتون مالیده بودم. ”
نیکو و جیکو با خوشحالی گفتند:” واقعا؟ پس به همین دلیل بود که ما تونستیم راحت شنا کنیم. ممنون مامان ما خیلی لذت بردیم. چقدر خوب شد که اون بزها اومدند و ما از ترسشون به داخل آب پریدیم! حالا ما هر روز می تونیم شنا کنیم و لذت ببریم”
مامان اردک خندید و گفت:” البته اون بزها دوستهای من هستند که به اینجا اومده بودند و براتون خطری ندارند. باید ازشون ممنون باشم که باعث شدند ترس شما از آب از بین بره ..”
جوجه اردک ها نفس راحتی کشیدند و خندیدند. اونها خوشحال بودند که بالاخره به ترسشون غلبه کردند و تونستند شنا کنند.
همون موقع بزها از پشت بوته ها بیرون اومدند و گفتند: ” سلام اردک، ما نمی خواستیم جوجه اردک ها رو بترسونیم، ولی اونها تا ما رو دیدند سریع پریدند توی آب!” مامان اردک گفت:” اشکالی نداره ، تازه من باید ازتون تشکر کنم. جوجه های من به خاطر شما دیگه از آب نمی ترسند.”
بزها گفتند:” راستی اردک خیلی وقته که ازت خبری نبود. ما همیشه از بوی تو تورو پیدا می کردیم ولی این چند وقت اصلا نتونستیم پیدات کنیم. ”
مامان اردک گفت:” این چند وقت مشغول تخم گذاری و مراقبت از تخم هام بودم تا جوجه ها به دنیا بیان. وقتی که ما اردک ها در حال تخم گذاری هستیم بدنمون اون روغن بودار رو تولید نمی کنه تا دشمنان ما نتونند ما رو پیدا کنند و آسیبی به تخم ها بزنند. در واقع طبیعت اینطوری از ما محافظت می کنه تا بدون نگرانی تخم هامون رو پرورش بدیم..”
بزها گفتند:” چه جالب! پس به خاطر از تخم دراومدن جوجه ها بوده که نتونستیم بوی تو رو احساس کنیم. پس حالا که خیلی وقته به خونه ما نیومدی با جوجه هات به خونه ما بیا تا دور هم غذا بخوریم”
مامان اردک قبول کرد و با خوشحالی به همراه جوجه ها به طرف خونه ی بزها راه افتادند.
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





عالی بود.خدا قوت.خسته نباشید
ممنونم از لطفتون دوست عزیز
خسته نباشید🤩😃
مرسی از شما دوست خوبم
مثل همیشه عالی بود ممنون🌹
ممنونم از شما دوست خوبم
ممنون خیلی قصه قشنگی بود🌸🌹🌷
خوشحالم که قصه رو دوست داشتی یلدا جان
سلام شبتون بخیر،،بسیارعالی وزیبا
سلام دوست خوبم،ممنونم از شما که به قصه های وولک گوش می کنی
🍇💗😊🥰💗
🌹🌹🌹
قصه هاتون خیلی خوبه پن هر شب به اونا گوش میدم عاشقشونم
ممنونم آنیسای مهربون که هر شب به قصه های وولک گوش می کنی و خوشحالم که قصه ها رو دوست داشتی
سلام ممنونم خوب بود اگرهنگام تقلید صدا حیوانات بیشتر شبیه حیوانات باشه ممنونم میشم.
سلام دوست عزیز، ممنونم از شما، بله حتما
ممنونم هر سایتی بهتر از شما قصه نمیزاره
🐣🐥🐤
ممنونم دوست مهربانم
سلام خیلی ممنون از قصه های زیباتون، دخترای من هر شب با قصه های شما میخوابن
سلام دوست عزیز ، ممنونم از اینکه همراه ما هستین و خوشحالم که دخترهای نازنینمون از قصه ها خوششون اومده
سلما ميگه به نظر من اگه هم وولك وهم دخترش باهم قصه بگن بهتر ميشه
ممنونم از نظر سلمای عزیز، بله حتما سعی می کنیم این روش قصه گویی رو هم داشته باشیم
خیلی خیلی قشنگ بود ممنون
خوشحالم که قصه رو دوست داشتی طاها جان
سلام من قصه را دوست داشتم🌺 ثنا ۹ ساله
خوشحالم که قصه رو دوست داشتی ثنای عزیز
من خیلی لذت میبرم قصه هاتون برای دخترام میخونم
من خیلی لذت میبرم قصه هاتون رو برای دخترام میخونم واقعا عالین
ممنونم از لطفتون دوست عزیز
خیلی خوب بود خوشم، اومدممنون
خوشحالم که قصه رو دوست داشتی مهدیار جان
ممنون از قصه های قشنگتون مثل همیشه عااااالی بود
ممنونم از شما دوست خوبم که به قصه های وولک گوش می کنی
خیلی قشنگ بود ولی اگر میتونید زمان قصه ها رو زیاد کنید
ممنونم دوست مهربانم، بله حتما
عالییییییی ترین
ممنونم دوست خوبم
ممنون از قصه هایی که هرشب به اشتراک میزارید
ممنونم از شما که به قصه های وولک گوش میکنین
سلام من هرشب قصه های شما را گوش میدم وخیلی لذت میبرم .من از مار میترسم .آروین,💙💙
سلام آروین عزیز، ممنونم که به قصه های وولک گوش میکنی دوست خوبم
خیلی داستان آموزنده ای بود ممنونم کلی اطلاعات به دست آوردم
النا ۸ ساله
خوشحالم که قصه رو دوست داشتی النا جان
ممنون عالییییییی 🌸❤
خوشحالم که قصه رو دوست داشتی دوست خوبم
باید به ترسهامون غلبه کنیم داستان قشنگی بود ♥️♥️♥️
آفرین به شما رها جان ، پسر خوب و دوست داشتنی
ثمین عاشق قصه هاتونه.هرشب میگه برام قصه بزار که بخوابم
ممنون از همراهیتون دوست عزیز و خوشحالم که ثمین جان قصه های وولک رو دوست داره
واقعا ممنون ازتون دوستان که داتستانی به این زیبایی درست کردید
مرسی از شما دوست مهربان و خوبم
سلام خدا قوت قصه هاتون عالی هستند ما هر شب با داستان های شما می خوابیم حلما و حسین
سلام دوست مهربانم ، ممنونم از لطف شما وخوشحالم که قصه های وولک رو دوست دارین
سلام من کارین مرادی هستم 5 سالمه از تهران
به نظر من قصه ی خیلی قشنگی بود.
سلام کارین عزیز، خوشحالم که قصه رو دوست داشتی عزیزم
سلام ممنون از قصه های جذاب و خوبتون پرنیا حنیفه زاده
سلام دوست عزیز ممنون از لطفتون
کارتون عالیه، بهترین سایت برای قصه قبل از خواب بچه ها
سپاس از محبت شما دوست عزیز
ممنون خاله صدف خیلی غصه جالبی و آموزنده بود
ممنونم ازشما دوست خوبم که به قصه های وولک گوش میکنی
سلام لطفا ب من هم جواب بدین،من هرشب قصه شمارو گوش میکنم
سلام دوست خوبم ، ممنونم که نظرت رو برامون نوشتی و خوشحالم که قصه ها رو دوست داری عزیزم
خیلی قظنگ و آموزنده بود ، کلی اطلاعات در مورد اردک ها یاد گرفتیم
خوشحالم که قصه رو دوست داشتی دوست مهربانم
باسلام ممنون از شما بابت زحماتتون
بچه های من شب ها با قصه های شما به خواب میرن
بسیار عالی وآموزنده
کمال تشکر
سلام دوست عزیز، ممنونم از همراهی ارزشمندتون و خوشحالم که از قصه ها راضی هستین
سلام قصه جالبی بوده و رونیکا از قصه خیلی خوشش اومده
سلام دوست عزیز ، ممنونم از همراهی شما و خوشحالم که رونیکای عزیز قصه رو دوست داشته
💋♥️بسیار بسیار جالب و آموزنده♥️💋
ممنونم از شما دوست مهربانم
کلی اطلاعات و درس و نکته در باره ی مامان اردک و بچه اردک داشتش💋💋💋
خوشحالم که قصه برات مفید بوده دوست خوبم
عالی بود
ممنونم دوست خوبم
عالی
🌺🌺🌺🌺🌺
بد بود
ممنونم که نظرت رو برامون نوشتی دوست خوبم، امیدوارم که از سایر قصه های وولک خوشت بیاد
مرسی عالی بود
ممنونم از لطفتون دوست عزیز
عالی بود موفق باشید ❤️❤️
بسیار ممنونم از محبت شما دوست عزیز
بسیار عالی و آموزنده بود
ممنونم از لطفتون دوست مهربان
عالی بود
ممنونم دوست قشنگم
خیلی خوب بود ممنون❤
خوشحالم که قصه رو دوست داشتی مهربان
ممنونم پسر من خیلی از قصه تون خوشش امد.خیلی هم اموزنده بود.
مرسی از شما دوست عزیز که همراه ما هستین و خوشحالم که پسر گلمون قصه رو دوست داشته
عرض ادب و احترام خدمت شما قصه گو مهربان
استفاده از موسیقی فن بیان گویش کلمات سلیس در حد درک و فهم کودکان و گنجاندن مطالب اموزشی در داستان از نکات مثبت و مهم شماست که باعث شد منم از گوش دادن به قصه همراه دخترم لذت ببرم
خداقوت موفق باشید در انتظار کارهای بیشتر و متفاوت تر از شما هستیم
درود بر شما دوست عزیز، بسیار ممنونم از لطف و محبت شما و سپاس از همراهی ارزشمندتون
خیلی عالی بود،ممنون
ممنون از شما که به قصه های وولک گوش میکنی عزیزم
سلام خسته نباشید این قصه خیلی خیلی قشنگ دستتون درد نکنه
سلام دوست مهربان ممنون از لطف شما ، مرسی که به قصه های وولک گوش میکنین
سلام حلما جون یاد گرفت که بهتره بر ترس هاش غلبه کنه تا زندگی شادتر و راحت ترس داشته باشه ،🤍🖤🤎💙💚💛♥️❤️💜ممنون از قصه گوی عزیز💕💝💖💗💞💜❤️♥️💛💚💙🤎🖤🤍⭐
ممنونم از شما که همراه ما هستین دوست عزیز و مرسی از حلمای نازنین که به قصه های وولک گوش میکنه و خوشحالم که براش مفید بوده
ممنون بابت قصه های قشنگتون.
سپاس از لطفتون دوست عزیز
سلام. ممنون از قصه های خوبتون. دختر گلم هر شب با قصه های شما میخوابه.🌷🌷🌷🌷
سلام دوست عزیز ممنونم از لطفتون، خوشحالم که دختر کوچولوی نازنینمون قصه های وولک رو دوست داره
ممنون عالی بود❤
مرسی از شما دوست خوبم
سلام.ممنون از قصه های خوب وآموزنده تون💞رها جون همیشه با قصه های شیرین شما به خواب میره🌹
سلام دوست مهربان ،ممنونم که همراه ما هستین و خوشحالم که رها جان قصه های وولک رو دوست داره
سلام من رهام هستم من از اين قصه يادگرفتم كه بايد بر ترس قلبه كرد
سلام رهام جان، افرین به شما پسر شجاع و دوست داشتنی
عالی
ممنونم دوست مهربانم
قصه های شماروخیلی دوستداریم .😘
ممنونم از شما دوست خوبم که به قصه های وولک گوش میکنی
عالی بود
خوشحالم که از قصه خوشت اومده دوست مهربانم
خیلی عالی هست ولی…… من یه جوجه اردک داشتم که اسمش جیکو بود
حیف مرد چندتا دیگه هم گرفتم مرد خرگوش هم چند بار گرفتم همشون مردن😭😭💔
سلام دوست خوبم. شاید محل زندگی ما برای این حیوانات مناسب نیست
خدا قوووووت خسته نباششششششیییید
خیلی ممنونم از لطفت دوست قشنگم
واقعا ممنونم من هر شب😍😍🤩💝💌🎊 قصه هاتون گوش میدم
❤️❤️