قصه جذاب و شنیدنی ده تا عروسک نرم توی تخت خیلی زیاده
4.1/5 - (99 امتیاز)

 

 

 

یکی بود یکی نبود ، شب شده بود و هنریتا عروسک های نرم و پشمالوی وقت خوابش رو توی تختخواب، کنارش چیده بود ، اون عروسکاش رو خیلی دوست داشت اونا واقعا بغل کردنی و بامزه بودن .خرس غر غرو ،گربه پشمالوی تپل ،خرگوش صورتی نرمالو،فیل آبی با گوشای بزرگ،شیر پشمالو ،زرافه ی شل وخمیده ،عروسک پارچه ای قشنگش ،موش کوچولوی جیر جیرو ،  میمون وول وولکی و پیچ پیچی و الاغ کوچولوی نرم خاکستری.بله بچه ها اینا ده تا عروسک های هنریتا بودن که موقع خوابیدن اونا رو با خودش به رختخواب  میبرد.انقدر تعداد اسباب بازی های نرم و بغل کردنیش زیاد بود که فضای کمی برای خودش توی تخت باقی مونده بود ، تقریبا دیگه هیچ جایی برای خوابیدن هنریتا باقی نمونده بود.مامانش بهش گفت :” اسباب بازیهای خیلی زیادی تو تختت وجود داره، احتیاجی به اینهمه عروسک نیست، یه دونه عروسک نرم برای بغل کردن و خوابیدن کافیه ، تو نمیتونی توی یه همچین تختخواب شلوغی راحت و آروم بخوابی”

هنریتا گفت :” فقط یه دونه ؟” اون خیلی مطمئن نبود،تمام عروسک های زمان خوابش بغل کردنی و نرم و راحت بودن ،بعضیاشون از اونای دیگه نرم تر بودن ولی همشون برای بغل کردن خیلی نرم و راحت و پشمالو بودن.

مامان با لبخند گفت :” فقط یکی ، برای اینکه راحت و آروم بخوابی ،حالا راحت دراز بکش تا من برات یه قصه قبل از خواب تعریف کنم،این قصه کوتاه بهت کمک می کنه تا بتونی عروسک زمان خوابت رو راحت تر انتخاب کنی”

هنریتا گفت :”اما چه جوری من میتونم فقط یه دونه عروسک انتخاب کنم؟” ، هنریتا به همراه اسباب بازیهاش مچاله شده بود و انگار داشت له میشد.

مامانش بهش گفت :” خیلی آسونه ،نرم ترین و بغل کردنی ترین اسباب بازی ای که خوب و با دقت به قصه من گوش میکنه رو انتخاب کن.”

مامان قصه رو شروع کرد.قصه درباره ی دختر کوچولوی بامزه ای بود که یه عالمه عروسک و اسباب بازی توی تختش داشت،اون نمیتونست راحت تو تختش دراز بکشه و خواب آرومی داشته باشه.به خاطر اینکه تختش پر بود از عروسکا و اسباب بازی های جورواجور بغل کردنی و بامزه.هنریتا با شنیدن این قصه لبخند زد ، اون حسابی کنجکاو شده بود که بفهمه اون دختر کوچولوی بامزه کی میتونه باشه؟

مامان شروع کرد به تعریف کردن قصه اصلی خودش.

” شیر پشمالو،گوش میکنی؟ آیا تو نرم و راحت هستی یا اینکه اون یال پشمی فرفری ضخیم تو چونه ی هنریتا رو قلقلک میده؟”

هنریتا آهی کشید و زیر لب آهسته گفت :” ضخیم وقلقلکیه ”

و بعد مامان عروسک شیر پشمالو رو از توی تخت هنریتا بیرون اورد.

” فیل بزرگ گوش آبی گوش میکنی؟ آیا تو نرم و راحت هستی یا اینکه گوش های آبی بزرگ و آویزون تو برای تو تخت بودن زیادی بزرگه و گیر میکنه به دماغ هنریتا؟ ”

هنریتا زیر لب آهسته  گفت :” برای توی رختخواب خیلی بزرگه” و مامان فیل بزرگ گوش آبی رو هم از توی تخت هنریتا بیرون اورد.

” خرس قهوه ای غرغرو، گوش میکنی؟ آیا تو نرم و راحت هستی یا زیاد سر و صدا و غر غر میکنی و باعث میشی که هنریتا از خواب بیدار بشه؟ آیا تو میتونی توی تخت بمونی؟”

هنریتا زیر لب گفت :” برای موندن تو تخت زیادی پر سر و صدا و غرغرو ا ” و مامان خرس قهوه ای رو هم از توی تختخواب برداشت و انداخت بیرون.

“زرافه ی خمیده و شل و ول گوش میکنی؟ آیا تو نرم و راحت هستی یا اینکه گردن دراز تو برای اینکه تو رختخواب با هنریتا بمونه زیادی آویزن و خمیده  و بلنده ؟ ”

هنریتا باز هم آهسته زیر لب گفت :” برای موندن تو تختخواب خیلی دراز و خمیده ست”

و مامان زرافه رو هم از توی تخت هنریتا برداشت و انداخت بیرون.

” عروسک پارچه ای قشنگ گوش میکنی؟ آیا  تو نرم و راحت هستی یا زیادی کهنه و شل و ولی  که بخوای پیش هنریتا توی تخت بمونی؟”

هنریتا زیر لب گفت :” برای موندن تو تخت زیادی کهنه و شل و وله ” و بعد مامان عروسک رو هم از توی تخت هنریتا بیرون اورد.

” گربه ی پشمالوی تپل گوش می دی؟ آیا تو نرم و راحت هستی یا انقدر چاق و پشمالویی و خر خر میکنی که نمیتونی تو تختخواب پیش هنریتا بمونی؟ ”

هنریتا همونطور که چشماش داشت از خستگی بسته می شد زیر لب گفت :” برای موندن تو تخت خیلی  پشمالوا  و خرخر میکنه”

و مامان گربه ی پشمالو و تپل روهم از توی تخت هنریتا دراورد وانداختش بیرون .

” میمون وول وولکی و پیچ پیچی گوش میکنی؟ آیا تو نرم و راحت هستی یا انقدر خنده دار و پشمالو و وول وولی هستی که نمیتونی توی رختخواب بمونی؟”

هنریتا با چشم هایی که دیگه الان بسته شده بودن زیرلب آهسته  گفت :” برای موندن تو رختخواب خیلی خنده دار و وول وولکیه ”

و مامان میمون وول وولکی رو هم مثل بقیه ی عروسکا از توی تخت هنریتا بیرون اورد.

” الاغ کوچولوی نرم و خاکستری گوش میکنی؟ آیا تو انقدر نرم و راحت هستی که پیش هنریتا باشی یا انقدر نرمی و دمت پشمالو و قلقلکیه که نمیتونی تو تخت بمونی؟”

هنریتا زیر لب گفت: ” برای موندن تو تخت خیلی نرمه و دم خاکستری پشمالوش قلقلکیه ” اون تقریبا خوابش برده  بود و مامان الاغ روهم از توی تخت هنریتا در اورد و انداختش بیرون.

مامان چشم های خوابیده هنریتا رو نوازش کرد و گفت “: خوابت میاد هنریتا؟ فقط دو تا ازعروسکای نرمت توی تختخواب مونده، موش جیر جیرو و بچه خرگوش صورتی شل و ول هنوز اینجا هستن، میخوای پیشت بمونن؟ ”  و بعد مامان چراغ خواب هنریتا رو خاموش کرد.

هنریتا در حالی که داشت سریع به خواب می رفت گفت:” موش جیر جیرو و خرگوش صورتی شل و ول می تونن اینجا پیشم بمونن”

اون با یه دستش موش جیر جیری رو سفت بغل کرده بود و در طرف دیگه ش خرگوش صورتی شل و و ل رو محکم در آغوش گرفته بود.هنریتا فقط با دو تا از عروسکاش توی تختش دراز کشیده بود و خیلی هم سریع به خواب رفت ، با دوتا عروسک نرم و بغل کردنیش توی هر کدوم از دستاش.

بقیه ی اسباب بازیهاش داشتن اونو از روی  صندلی کنار تختش تماشا می کردن، درست جایی که همیشه مامان هنریتا اونا رو میذاشت ، به خاطر اینکه بتونن مراقب هنریتا باشن و برای بازی کردن فردا صبح آماده باشن.

میمون وول وولکی به بقیه ی عروسکا گفت :”  شاید فردا نوبت من باشه که پیش هنریتا بمونم ”

فیل بزگ گوش آبی بهش گفت :” تو زیادی برای موندن تو تختخواب خنده دار و وول وولکی هستی، اینکه همیشه موش جیر جیرو و خرگوش صورتی شل و ول بمونن اصلا عادلانه نیست، شاید هنریتا باید یه تخت بزرگتر بخره.”

بعدش همشون همدیگه روبغل کردن و مشغول تماشای هنریتا شدن که با موش جیر جیروش و خرگوش صورتیش داشت خواب های شیرین و قشنگ می دید.

 


همیشه یکی از عروسک ها برای کودک، از بقیه عروسک ها نزدیکتر و در ذهن او خاص تر خواهد بود. عروسک خاص کودک شما چیست؟!

جذابیت داستان های وولک برای کودکان شما وصف نشدنی است. برای دسترسی به قصه های کودکانه وولک و شنیدن و خواندن همه ی آن ها، حتما به صفحه قصه های کودکانه سر بزنید!

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید



158 پاسخ
  1. مرسانا
    مرسانا می گوید:

    مرسانا خانم شش ساله از این داستان لذت برد. ممنون از وولک💖💝😇💜💚💛💓💕💞💟💗💚💛💜💓💔💕💖

    پاسخ
  2. یسنا
    یسنا می گوید:

    من یک عروسک اسب تکشاخ دارم.
    که پریشب گیرم اومد.
    من هرشب اونو در آغوش می گیرم🦄💝

    پاسخ
    • اوا
      اوا می گوید:

      سلام من اوا هستم‌❤ خیلی عروسک‌هامو دوست دارم‌ و شب ها با تک شاخی که دارم میخوابم.
      داستان شما هم‌ خیلی قشنگ بود ممنون🥰

      پاسخ
  3. آروین
    آروین می گوید:

    من یک عروسک باب اسفنجی دارم ک هر روز و هرشب دستمه و بدونه اون خابم نمیبره

    پاسخ
  4. اکبری
    اکبری می گوید:

    سلام من یسنا جون هستم و عروسک خرسی بچه جانگو و کرم صد پا رو تو تختم میبرم و با هم میخوابیم 😉😉

    پاسخ
  5. ثنا
    ثنا می گوید:

    سلام وولک عالی بود🌹من وقتی می خوابم فقط عروسک فیل نی نی پشمالو رو کنار خودم میگذارم🌹🐘

    پاسخ
  6. نیکی کرمی
    نیکی کرمی می گوید:

    سلام من نیکی ۵ سالم
    خیلی قشنگ بود منم یه خرس پشمالو دارم که باهاش روی تختم میخوابم آخه مراقبم که از روی تخت نیفتم 😜🤑🙏🤩😍

    پاسخ
  7. رها جان
    رها جان می گوید:

    من خرگوشیمو با خودم به تختم میبرم اسمشم “خرگوشی” خیلی نازو پشمالو 🐇💛🧡💙💜

    پاسخ
  8. بنت الهدا هاشمی
    بنت الهدا هاشمی می گوید:

    با سلام. ممنون از قصه های خوبتون. امیرحسین ۷ ساله هم دوتا عروسک داره که شب ها پیشش میخوابن. یکیش قورباغه است که بهش میگه قور قور و تا صلج نگهبانی میده و اون یکی هم خرس خوابشه که بغلش میکنه

    پاسخ
  9. دل آرا
    دل آرا می گوید:

    سلام
    من تمام عروسک هامو دوست دارم که توی تختم باشن ولی هر شب فقط یکیشونو میبرم تو تختم .

    پاسخ
  10. Tara😊
    Tara😊 می گوید:

    سلام وولک عزیزواقا داستان خوبی بود منم ۲تاعروسک دارم یکی سگه یکی هم پلنگ صورتی هرشب اوناروبغل میکنم خیلییییی ممنون بابت داستانای خوبتون🌹🌹

    پاسخ
  11. پارسازارع
    پارسازارع می گوید:

    سلام من عروسک سگ قهوه ایموتوتختم،بغل می کنم چون پسرخاله بهم هدیه داده و خیلی دوستش دارم

    پاسخ
  12. سها
    سها می گوید:

    سلام من سه تا عروسک تو رخت خوابم دارم یک خرس صورتی یکی اردک یکی ها تک شاخ من هر شب با اونا می خوابم

    پاسخ
    • وولک
      وولک می گوید:

      سلام سها جان ، چقدر خوبه که تعداد کمی از عروسک هات رو با خودت به رختخواب میبری ، آفرین

      پاسخ
  13. النا
    النا می گوید:

    سلام خیلی داستان خوبی بود،درسته مانبایدده تاعروسک توی تختخوابمون بذاريم،من عروسکی روکه شکل آدم هست رودوست دارم.

    پاسخ
  14. Sara
    Sara می گوید:

    سلام من آوا هستم ۵ سالمه، یک عروسک مامان بابا دارم اونو بغل میکنم💐❤️🙏🏻🤣

    پاسخ
  15. محمد مهدی
    محمد مهدی می گوید:

    من قصه رو دوست داشتم، من یه عروسک دارم که اسمش آبجی و یک عروسک خرسی پشمالو دارم اونا رو گاهی اوقات پیش خودم میذارم 😘😘🙃🙂😀😃😄

    پاسخ
    • وولک
      وولک می گوید:

      ممنون از شما که به قصه های وولک گوش میکنی و خوشحالم که قصه رو دوست داشتی دوست مهربونم

      پاسخ
  16. رامیلا
    رامیلا می گوید:

    سلام من که همه ز همه عروسک هام رو دوست دارم و بگم که من یه عروسک دارم همیشه با اون می خوابم کیتی هست پاهاش نرم هست با اون می خوابم خداحافظ

    پاسخ
  17. وانیا لشگری
    وانیا لشگری می گوید:

    سلام من وانیا هستم هرشب با ۷ تا عروسک میخوابیدم ولی امشب فقط با سنجاب خوابیدم. قصه تون قشنگ بود ممنون

    پاسخ
  18. امیر علی و amir mohammad🦜🦜🦜
    امیر علی و amir mohammad🦜🦜🦜 می گوید:

    عالیبود من یک خرس سفید و پشمالو داشتم و اونو با خودم می
    بردم به همام یه روز دیدم خرسم گمشده به پدرم گفتم کجاس اون گفت نمیدونم هنوزم اونو پیدا نکردن درست سه ساله من اونو پیدا نکردم فکر کنم به زودی پیدا میشه چون میخوایم به خونه جدیدمون بریم من همون امیر علی هستم که نظر میدادم الان گوشیم خراب شده به خاتر همین من امیر علی 🔥🔥🔥🔥🔥باور کنید دروغ نمیگم منو به جای خودم حساب کنید الان گوشیم خراب شده قصه تون عالی بود

    پاسخ
  19. میکائیل
    میکائیل می گوید:

    خرسی و فرشته و عروسک بافتنیم
    و خرسی رو از همه بیشتر دوست دارم
    من میکائیل هستم از مشهد

    پاسخ
  20. نرجس
    نرجس می گوید:

    سلام من نرگس هستم ۹ سالمه این داستان قشنگ است من هم یک عروسک قرمز دارم راستی.پیشاپیش روز پدر مبارک.

    پاسخ
  21. رزا دانازاده
    رزا دانازاده می گوید:

    من عروسک خرسم و اردکم را در تختم می گذارم
    رزا دانازاده ۹ ساله از تهران💚☘️🍄

    پاسخ
  22. کیمیا
    کیمیا می گوید:

    سلام خانم صدف من عاشق این قصه هستم قبلا شنیدم
    ❤️
    من دو تا عروسک دارم یکی پشمالو یکی دوستداشتنی
    همیشه اون ها رو روی تختم دارم
    🐥🐇
    قصه تون عالی بود👍👍👍👍👍👍

    پاسخ
  23. الیاس6 ساله
    الیاس6 ساله می گوید:

    سلام من الیاس 6 ساله از ابادان هستم
    من خیلی قصه های شما رو دوست دارم و فقط قصه های وولک رو میشنوم

    پاسخ
  24. سنا
    سنا می گوید:

    سنای زیبا ماهم دوست داره عروسک پری دریایی شو تو تختش بغل بگیره و بخوابه و این داستانو هم خیلی دوست داشت

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      عزیزم. برای سنای عزیزم بهترین آرزو هارو داریم. خوشحالیم که همراه ما هستید

      پاسخ
  25. یاسمین زهرا دریجانی
    یاسمین زهرا دریجانی می گوید:

    سلام من یاسمین زهرا هستم و من فقط فقط یک عروسکم را بر میدارم گربه ی قشنگم پیش پیشی عاشقشم

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      سلام یاسمین زهرا جان، خیلی عالیه امیدوارم هر شب تو و پیش پیشی خوابای خوب ببینید.

      پاسخ
  26. آدم نا
    آدم نا می گوید:

    😚😀🙃😃😂😆😚😗😃😐😜😋😄😃😁😗😋😙😄😃😀😗😙😋😄😁😀😗آلی ، بینزیر،فولادهای و شوکوح مندان و باهال بود.

    پاسخ
  27. کیان
    کیان می گوید:

    ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

    پاسخ
  28. مریم
    مریم می گوید:

    رها خانم منم یه عروسک خرگوش صورتی نرمالوی بزرگ خریده که از خوشحالی اونو بغل کرد و خوابید با همین قصه

    پاسخ
  29. هانا ده ساله
    هانا ده ساله می گوید:

    سلام خاله صدف من خیلی از قصه امشب خوشم اومد و لذت بردم و من هم تمام عروسک هامو دوست دارم 💝💖🎊

    پاسخ
  30. هانا ده ساله
    هانا ده ساله می گوید:

    سلام خاله صدف من هانا هستم و از قصه ی امشب خیلی خوشم اومد و من تمام قصه های شما را دوست دارم

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *