قصه جذاب و شنیدنی فینبار و کرم شب تاب
4.5/5 - (14 امتیاز)

 

 

 

یکی بود یکی نبود ، روزی روزگاری در یک جنگل زببا و سرسبز سگ بامزه ای به نام فینبار توی یک کلبه ی چوبی زندگی می کرد. فصل تابستون بود و فینبار خیلی دوست داشت که همش بره به جنگل و بین درختا و چوب ها و سبزه هایی که روی زمین بود شروع کنه به دویدن و جست و خیز کردن.اون تمام روز رو می دوید و همش دلش می خواست بازی کنه.

یک روز همینجور که فینبار داشت روی علف ها بازی می کرد و می دوید متوجه شد که یه چیز عجیب و غریبی روی علف های بلند نشسته.فینبار ازش پرسید :” شما کی هستی؟”

کرم شب تاب با لبخند جواب داد :” من یه کرم شب تابم، اسمم الکسه، شما کی هستی؟”

فینبار جواب داد :” من یه سگم، اسمم فینباره، میخوای با هم بازی کنیم؟”

الکس قبول کرد و بعد دوتایی مشغول بازی و تفریح شدن. الکس سعی کرد تا به فینبار چطوری پرواز کردن رو یاد بده.

فینبار هم سعی کرد تا به الکس یاد بده که چطوری میشه هاپ هاپ کرد .

بله بچه ها اونا هیچکدوم موفق نشدن، نه فینبار تونست پرواز کنه و نه الکس تونست مثل یک سگ هاپ هاپ کنه ولی اونا از تلاششون لذت میبردن و در کنار هم خوش می گذروندن.خلاصه که فینبار و الکس حسابی سرگرم بازی شده بودن و اوقات خوبی رو در کنار هم میگذروندن.

از اون لحظه به بعد فینبار و الکس به سرعت با هم دوست شدن.

اونا انقدر سرگرم بازی و خنده شدن که نفهمیدن زمان اصلا چه جوری گذشت ، فقط  یکدفعه فهمیدن که توی جنگل گم شدن و سرگردونن.حالا دیگه هوا هم تاریک شده بود.فینبار ناگهان متوجه تاریکی هوا شد و گفت :” من فکر میکنم بهتره قبل از اینکه هوا خیلی تاریک بشه و من نتونم راهم رو پیدا کنم به خونه برگردم”

الکس فقط لبخندی زد و گفت :”فکر خوبیه فینبار ،من تمام نوری که تو برای رفتن به خونه احتیاج داری رو همراه خودم دارم ، نگران نباش” و بعد از اون مثل یک چراغ توی هوا روشن شد،اون همینجوری که توی جنگل پرواز می کرد می درخشید و چشمک می زد و همه جار ور روشن می کرد، بله بچه ها به این ترتیب الکس فینبار رو به سمت خونش راهنمایی کرد و کمکش کرد که به راحتی راه خونه ش رو پیدا کنه و گم نشه.اون به دوستش کمک کرده بود مهربونای من.

فینبار وقتی دید الکس میدرخشه و همه جا رو روشن می کنه با تعجب و هیجان فریاد زد :” این مثل یک جادو میمونه الکس، آیا می تونی این کار  عجیب رو به منم یاد بدی؟” الکس همونجور که داشت میدرخشید گفت :” حالا ببینیم چی میشه فینبار ”

وقتی که فینبار به کلبه شون رسید با صدای بلند فریاد زد :” آیا فردا دوباره تو رو می بینم الکس؟ تو فردا توی علف هایی؟” . الکس همونطور که داشت پرواز می کرد که به سمت جنگل برگرده گفت :” همدیگه رو می بینیم فینبار ، الان برو استراحت کن و خوب بخواب”

صبح روز بعد وقتی فینبار از خواب بیدار شد با خوشحالی و هیجان جست وخیزی کرد و  به سمت چمن هایی که روز قبل الکس رو اونجا دیده بود به سرعت شروع به دویدن کرد.

وقتی به چمن ها و علف ها رسید شروع کرد با صدای بلند داد زدن و اسم الکس رو صدا زد .اما همه جا ساکت بود، فینبار هیچ جوابی از الکس نمیشنید بچه ها.بله عزیزای دلم هر چی فینبار با صدای بلند الکس رو صدا زد هیچ خبری از اون نشد که نشد.فینبار با دلتنگی و ناراحتی زیاد تصمیم گرفت که به سمت خونه ش برگرده که ناگهان یک کرم شب تاب دیگه توی چمن ها ظاهر شد.

فینبار که از دیدن کرم شب تاب حسابی خوشحال شده بود ، با ذوق و شوق زیاد ازش پرسید :” اسم شما چیه؟” کرم شب تاب جواب داد :” اسمم فردینانده ، من یک کرم شب تابم و فکر می کنم اسم شما فینبار باشه” فینبار گفت :” بله درسته اسم من فینباره”

فینبار و فردیناند بدون نگرانی ازتاریکی شب و گم شدن تو جنگل ، تا بعد از تاریک شدن هوا هم حسابی با هم بازی کردن .چون اونا می دونستن که با نور کرم شب تاب و گذشتن از راهی که کرم های شب تاب اونجا زندگی میکنن، می تونن به راحتی راه خونه شون رو پیدا کنن.

بعد ازاینکه فینبار با کمک فردیناند سالم  به کلبه شون رسید دیگه ماه تو آسمون بود و ستاره ها هم داشتن چشمک می زدن.  اون با صدای بلند گفت :” آیا فردا تو رو می بینم فردیناند؟ آیا تو توی همون چمنا هستی؟”

فردیناند لبخندی زد وگفت :” فردا همدیگه رو می بینیم”

فینبار از اینکه با کرم های شب تاب دوست شده بود خیلی خوشحال بود و با فکر اینکه فردا هم با کرم های شب تاب برای می کنه با خوشحالی به خونه رفت و  خوابید.

 

 

برای دسترسی به همه داستان ها، به صفحه قصه های کودکانه وولک مراجعه نمایید!


برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

97 پاسخ
  1. فرینا نوجوان
    فرینا نوجوان می گوید:

    خیلی خوب بود .بله،من به دوستان خود کمک می کنم. نه این که ما با هم فرق داشته باشیم،دلیلی نیست که ما با هم دوست نباشیم.و خیلی جالب بود که یک سگ با کرم شب تاب دوست بشه!

    پاسخ
  2. سجاد رضایی
    سجاد رضایی می گوید:

    به نظر من متفاوت بودن خیلی خوب و باعث میشه خسته کننده نباشیم.ممنون

    پاسخ
    • وولک
      وولک می گوید:

      سلام آیمای نازنین ، آفرین به شما که به دوستات کمک میکنی ، حتما با درس خوندن و تلاش کردن میتونی به آرزوی قشنگت برسی عزیزم

      پاسخ
  3. فاطمه
    فاطمه می گوید:

    می تونن همه با هم دوست باشن با هم بازی کنند با هم صحبت کنند می تونن با هم دیگه بدو بدو کنند و باهم پارک برن

    پاسخ
  4. دل آرا
    دل آرا می گوید:

    سلام‌،به نظر من فرق داشتن ما آدم ها میتواند هم باعث قوی تر شدن‌دوستی شود و هم‌میتواند باعث از‌بین‌رفتن‌دوستی‌شود.
    من همیشه سعی مکنم‌که‌به دوستانم‌کمک کنم.

    پاسخ
    • وولک
      وولک می گوید:

      آفرین به شما دل آرای نازنین و مهربون و ممنون از اینکه نظر قشنگت رو برامون نوشتی

      پاسخ
  5. روژدا
    روژدا می گوید:

    🌈🌈🌈🌈من روژدا هستم👌👌💕💕💕💕💓💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💯من عاشق برنامه شما هستم

    پاسخ
  6. اکبری
    اکبری می گوید:

    سلام من مامان یسنا جون هستم . یسنا جون میگه این قصه رو دوست داره و حتما به دوستانش کمک میکنه و مهم نیست که دوستانش چه فرقی با هم دارن همینکه خوب باشن برای دوستی کافیه

    پاسخ
    • وولک
      وولک می گوید:

      درود بر شما دوست عزیز و سپاس از همراهی ارزشمندتون ، بسیار خوشحالیم که یسنای عزیز قصه رو دوست داشته و نظر قشنگش رو برامون گفته

      پاسخ
    • النا
      النا می گوید:

      ممنونم ازشما خیلی قصه ی خوبی بودمن همیشه با همه دوست می شم اگر کسی بخواهد با من دوست بشه من با ازدوست می شود خیلی. داستان خوب وآموزنده ای بود.💝💝💝🌈🌈🌈🌈😍😍😍💠💠💟🏩🏩🏩🎠🎠🎠🎡🎡🎡💒💒💒💒

      پاسخ
  7. الی جون
    الی جون می گوید:

    🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌪🌪🌪🌪🌪🌪🌪🌪🌥🌥🌪🌥🌥🌪🌪🌪⛄️☃️مرسی از قصه های قشنگتون⛄️☃️⛄️☃️⛄️☃️☔️💦☔️💦☔️💦☔️☂️🌟🌟🌟🌎🌙🌔🍪🍭🥛🥃🥜🍿🎂🥤🍷🍻🥂🍺🥃🍹🍡🍢🥮🍰🍧🌰🍫🍰🥜

    پاسخ
  8. نیکی
    نیکی می گوید:

    سلام نیکی هستم ۵سالمه
    خیلی عجیب بود به نظرم این که چرا فینبار دوست قبلیش را ندید
    ولی خیلی دوسش داشتم 🦄⚘🌻🌺

    پاسخ
    • وولک
      وولک می گوید:

      سلام ممنونم از نظرخوبت دوست مهربانم، شاید الکس رفته بوده به یه جنگل دیگه😊

      پاسخ
  9. ثنا
    ثنا می گوید:

    سلام وولک جون🌸 من ثنا هستم از این قصه یاد گرفتم که ما باید با دوست های خود مهربون باشیم و بهشون کمک کنیم تا اونها هم با ما مهربان باشن🌸

    پاسخ
  10. نیکان
    نیکان می گوید:

    سلام اسم من نیکانو ۶ ساله هستم. من همه قصه هاتون و گوش میدم.خیلی خوب هستن.خیلی ممنون.بله من هم دوست میشم و به دوستام کمک میکنم.و میدونم که آدم‌ ممکن با هم فرق داشته باشن.

    پاسخ
    • وولک
      وولک می گوید:

      سلام نیکان عزیز، ممنونم که به قصه های وولک گوش می کنی دوست خوبم و آفرین که به دوستات کمک میکنی مهربان

      پاسخ
  11. ماهان
    ماهان می گوید:

    سلام وولک جان، ممنون، قصه‌ی زیبایی بود. ماهان از این قصه یاد گرفت که ارزش دوستی‌ها چقدر زیاده و خوبه که انسان تو زندگیش دوستای خوبی داشته باشه، هرچند قدری متفاوت! 🌺💖🙏

    پاسخ
  12. مهراد
    مهراد می گوید:

    ممنون بخاطر قصه های قشنگتون.من هر شب قصه هاتون رو با داداشم گوش میکنم.منم مثل کرمای شب تاب دوست دارم اگه دوستم به کمک من نیاز داشت بهش کمک کنم

    پاسخ
  13. ماهان اسماعیلی
    ماهان اسماعیلی می گوید:

    سلام خانم خسته نباشید
    خانم شما صدای خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی جذاب زیبا و بدون خش دارید
    دوستتون دارم

    پاسخ
  14. امیر علی 🔥🔥🔥🔥🔥
    امیر علی 🔥🔥🔥🔥🔥 می گوید:

    عالییییی من به به دوست خامی که بد هستن هم کمک می‌کنم اما اونا منو مسخره می‌کنن من میتونم بزنمشون از من کوچک تر هستن من امیرعلی از خوی استقلالللللل

    پاسخ
  15. پارسا
    پارسا می گوید:

    قصه اتون خیلی عالی بود
    خیلی ممنونم ازتون
    خیلی خوبه که آدم بتونه با همه دوست باشه و بتونه با تمام تفاوت ها دوست خوبی برای دوستانش باشه

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      حتما میذاریم، قبلا هم چندتا قصه خرگوش داشتیم تو سایت دوست خوبم
      بازم ممنونم که پیشنهادتو نوشتی

      پاسخ
  16. ❤آرنیکا❤
    ❤آرنیکا❤ می گوید:

    عالی من هر وقت دوستم مهدیس یا شارمین یا … بهم احتیاج دارن من همیشه بهشون کمک میکنم👭👭

    پاسخ
  17. تیوان
    تیوان می گوید:

    سلام
    سپهر دوست من است و ما بهمدیگر کمک می کنیم و با هم همدلی میکنیم.
    ما دوستهای خیلی خوبی برای هم هستیم.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *