4.1/5 - (17 امتیاز)
برای شنیدن قصه ها به صورت صوتی وارد شوید

یکی بود یکی نبود توی مزرعه یک گاو سفید و سیاه زندگی می کرد. یک روز صبح وقتی گاو از خواب بیدار شد احساس سرماخوردگی می کرد. بینی اش گرفته بود و نمی تونست راحت نفس بکشه و مدام عطسه می کرد.

این بخش از قصه رو میتونید با صدای قصه گوی اختصاصی وولک بشنوید:

دوست داری قصه ها رو صوتی گوش کنی؟ رو این دکمه کلیک کن و وارد شو

گاو که از عطسه کردن خسته شده بود می خواست با صدای بلند مومو کنه که یک دفعه گفت:” بو بو…” بله گاو صداش گرفته بود و نمی تونست مثل همیشه مو مو کنه !

سرماخوردگی گاو رو بیحال و بی جون کرده بود..

اون لنگان لنگان توی مزرعه راه میرفت که یکدفعه یک عطسه بلند کرد و با سر رفت توی بند رخت ها..

گاو در حالیکه ملحفه سفیدی روی سرش کشیده شده بود بلند عطسه می کرد و می گفت:” بوبو … بوبو…” صدای اون هیچ شباهتی به صدای گاوها نداشت!

وقتی دوستهاش اونو دیدند داد زدند و گفتند:” شبح .. شبح..” گاو می خواست مو مو کنه و به دوستهاش سلام کنه که دوباره با یک عطسه بلند گفت:” بو بو بو بو”

حالا دیگه اوضاع بدتر شده بود و همه حیوانات داد می زدند یک شبح سفید اومده توی مزرعه ! و همه ازش دور شدند.

گاو مریض و بیحال و ناراحت سرش رو پایین انداخت و رفت که گوشه ای بنشینه و استراحت کنه .. اون حتی به جای خداحافظی هم با صدای کلفت و گرفته اش گفت:” بوبو… بوبو…”

اما هیچ کدوم از دوستهاش جوابش رو ندادند و از اینکه شبح سفید از اونجا دور میشد خوشحال بودند.

وقتی که شب شد همه حیوانات مزرعه گوشه و کنار مزرعه به خواب فرو رفتند.. همه به جز گاو که چون مریض بود و عطسه می کرد نمی تونست راحت بخوابه..

گاو در حالیکه ملحفه سفید رو دور خودش پیچونده بود تا گرمش بشه دورتر از بقیه حیوانات روی یک تخته سنگ نشسته بود و چرت میزد..

همه حیوانات خواب بودند که یکدفعه سر و کله روباه گرسنه پیدا شد. روباه که از تاریکی شب استفاده کرده بود و خودش رو به مزرعه رسونده بود پاورپین پاورچین توی مزرعه راه میرفت و به این فکر بود که یک شام لذیذ و خوشمزه برای خودش دست و پا بکنه .. اون خبر نداشت که امشب یک نفر توی مزرعه بیداره و همه چیز رو میبینه!

گاو با دیدن روباه با خودش گفت:” این روباه اینجا چیکار میکنه؟ حتما دنبال طعمه می گرده! باید دوستهام رو نجات بدم..”

بعد درحالیکه ملحفه سفید هنوز روی سرش بود به روباه نزدیک شد و  میخواست مومو کنه که با صدای بلندگفت:” بوبو … بوبو”

روباه که با دیدن شبح سفیدپوش که صدای گوشخراشی داشت وحشت کرده بود جیغی کشید و پا به فرار گذاشت..

حیوانات که با سر و صدای روباه بیدار شده بودند با دیدن گاو که روباه رو فراری داده بود خوشحال شدند و برای گاو هورا کشیدند و اون رو تشویق کردند. همه یک صدا فریاد می زدند:” گاوی قهرمان! گاوی قهرمان!”

گاو هم بدون اینکه چیزی بگه فقط عطسه می کرد.. دوستهاش تازه فهمیدند که گاو سرما خورده و صداش گرفته و نمی تونه مثل قبل مو مو کنه..

اونها از گاو پرستاری و مراقبت کردند تا دوباره حالش خوب بشه.. چند روزی گذشت و گاو بالاخره حالش خوب شد و دوباره مثل قبل سرحال شد. حالا اون دوباره میتونست مومو کنه!

این بخش از قصه رو هم با صدای قصه گوی اختصاصی وولک بشنوید:

دوست داری قصه ها رو صوتی گوش کنی؟ رو این دکمه کلیک کن و وارد شو

اما مثل اینکه ماجرای سرماخوردگی ادامه داشت و حالا نوبت دوستهاش بود که سرماخورده بودند و دونه دونه عطسه می کردند..

حالا صدای همشون گرفته بود و خروس به جای قوقولی قوقو میگفت:” خوخولی خوخو..” و گربه هم به جای میو میو با صدای تو دماغی می گفت:” بیو بیو..”

بله بچه های گلم میبینید که سرماخوردگی و مریضی چطوری از طریق عطسه و سرفه از یک نفر به یک نفر دیگه منتقل میشه.. برای همین هست که همیشه وقتی سرما می خوریم باید خونه بمونیم و استراحت کنیم و به بقیه نزدیک نشیم تا مریضی رو به اونها هم منتقل نکنیم..

دکتر بزی به حیوانات مزرعه یاد داد که موقع عطسه و سرفه حتما جلوی دهان و بینی شون رو با دستمال بگیرند و مهمتر از همه اینکه با رعایت بهداشت و شستن خوب و مرتب دستهاشون می تونند از مریض شدن جلوگیری کنند.. شستن خوب دستها یعنی اینکه همه قسمت های دستمون رو به مدت کافی با صابون خوب بشوریم و آب بکشیم و خشک بکینم..

خب عزیزای من بگید ببینم شما برای اینکه مریض نشید چه کارهایی می کنید؟ یا اگر خدای نکرده مریض شدید و سرماخوردید چیکار میکنید تا زودتر سالم و سرحال بشید؟

امیدوارم که همگیتون همیشه سالم و سرحال باشید یا اگر خدای نکرده مریض شدید با دارو و غذاهای مقوی و استراحت کافی خیلی زود خوب و سرحال بشید..

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

25 پاسخ
  1. محمدسام ۴ ساله و مهرسا ۶ساله
    محمدسام ۴ ساله و مهرسا ۶ساله می گوید:

    ما هم الان سرما خوردیم، هرچی مامانمون بیاره میخوریم تا زودتر خوب بشیم.

    پاسخ
  2. محمدسام ۴ ساله و مهرسا ۶ساله
    محمدسام ۴ ساله و مهرسا ۶ساله می گوید:

    خاله قصه‌ی قشنگی بود، مامانمون هرشب قبل از خواب از قصه های وولک برامون میخونه تا ما بخوابیم.منم سرما خوردم و یه هفته مدرسه نرفتم.

    پاسخ
  3. ملینا
    ملینا می گوید:

    قصه زیباودلچسبی بود ممنونم 🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🙏🙏🙏💝💝💐💐💐💐💝💝💝💝

    پاسخ
  4. ال آی
    ال آی می گوید:

    خیلی ممنون بابت قصه
    می خواهم یه چیزی را براتون بگم
    خاله صدف من با وولک همراهی میکنم
    اما شما هر دفعه می نویسید که مثلاً ممنون از همراهی شما یا خیلی ممنون که نظرتون رو نوشتید یا مثل این ها و …
    منو بقیه بچه ها می خواهیم شما یه چیز جدید بگید
    ولی ممنون بابت قصه

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      خواهش میکنم دوست خوبم
      من هم خیلی دوست دارم که بتونیم بیشتر با هم صحبت کنیم
      مثلا شما برداشت هاتون از قصه ها رو برای بنویسید یا نکات قصه رو بگید
      ممنونم که نظرت رو نوشتی دوست خوبم

      پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      سلام دوست عزیزم
      بخش اشتراکی اپلیکیشن وولک، محل تامین هزینه های تیم وولک برای تولید محتواست، و برای تولید هر چه بیشتر و بهتر قصه های کودکانه این آبونمان تعیین شده است.
      هم چنین همراهان عزیز وولک میتوانند بعد از ورود و ثبت نام در اپلیکیشن وولک، یک هفته به اشتراک رایگان هدیه دریافت کنند.

      پاسخ
  5. نسرین
    نسرین می گوید:

    من همیشه وقتی عطسه می کنم جلوی دهنم و میگیرم. بهداشتم و رعایت میکنم. و غذاهای خیلی سالم میخورم و زود زود دستهایم و می‌شورم… آنیا جلیلی … 🧤🧣🧦❤️❤️❤️❤️❤️

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *