در کنار تپه های سرسبز گوسفندی بود که توی سرش رویاهای زیادی داشت. وقتی که همه گوسفندان مشغول دویدن و چرا کردن توی تپه ها بودند، اون بالای تپه می نشست و به پرندگانی که توی آسمون پرواز می کردند نگاه می کرد و با خودش فکر می کرد:” چقدر پرنده ها خوش شانس هستند.. اونها می تونند از اون بالا هر چیزی که می خوان رو تماشا کنند و هرجایی که می خوان برن !”

گوسفند وقتی از فکرها و رویاهاش برای بقیه گوسفندها می گفت اونها بهش می خندیدند و به حرفهاش توجه نمی کردند. یک روز گوسفند فکری به ذهنش رسید. اون تصمیم گرفت سراغ گرگ بره، گرگ ماهر و دقیق و بود بیشتر وقتش رو در حال اندازه گیری و ساخت وسایل مختلف بود ..
گوسفند دوان دوان از تپه پایین اومد و سراغ گرگ رفت. وقتی گرگ رو دید گفت:” من باید باهات حرف بزنم ..” گرگ که مشغول کارهای خودش بود نگاهی به گوسفند کرد و گفت:” چی شده؟” گوسفند گفت: ” بیا با کمک هم یه ماشین پرنده بسازیم ! اونوقت ما هم می تونیم مثل پرنده ها هر جایی توی آسمون که دلمون می خواد بریم و از اون بالا همه جا رو ببینیم..”

گرگ در حالیکه سرش رو تکون می داد گفت:” فکر می کنی کار ساده ایه؟ تو زیادی پرنده ها رو تماشا کردی و فکر می کنی پرواز کردن کار راحتیه !”

گوسفند رویاپرداز بود ولی گرگ فقط واقعیت ها رو می دید و اصلا اهل رویابافی نبود..
با این حال گوسفند نمی خواست به راحتی دست از رویاهاش برداره ، اون انقدر با گرگ حرف زد تا بالاخره گرگ راضی شد تا با هم یک ماشین پرنده بسازند!

اونها به کمک هم کلی پارچه و میله جمع کردند و طبق نقشه هایی که گرگ کشیده بود شروع به ساخت کردند.

کمی بعد ماشین پرنده آماده بود .. اونها ماشین رو روشن کردند و به سمت آسمون پرواز کردند.

هنوز خیلی بالا نرفته بودند که پارچه ها یکی یکی پاره شدند و اونها با شدت زمین خوردند! مثل اینکه اون پارچه ها انقدر محکم نبودند!

گرگ ناله کنان گفت:” گفتم که این کار ساده ای نیست !!” گوسفند در حالیکه سرو وصورتش که خاکی شده بود رو پاک می کرد گفت”باید دوباره تلاش کنیم ..” بعد به سراغ بادکنک ها رفت و با صدای بلند داد زد:” این بادکنک ها رو نگه دار ! شاید به کمک اینها بتونیم پرواز کنیم ”

این دفعه به محض اینکه از زمین بلند شدند، پرنده ها به طرف بادکنک ها اومدند و شروع به نوک زدن کردند.. بادکنک ها یکی یکی ترکیدند و ماشین پرنده به طرف پایین سقوط کرد. گرگ داد زد:” من می دونستم !! این راه هم جواب نمیده !”

اما گوسفند باز هم ناامید نشد. اون میخواست یک بار دیگه هم تلاش کنه . اون یک فکر جدید به ذهنش رسیده بود. گوسفند فکرش رو به گرگ گفت و دوتایی مشغول شدند. اونها دوباره بادکنک ها رو باد کردند بعد تصویر یک اژدهای بزرگ رو کشیدند و سر و دمش رو جدا کردند و به ماشین پرنده شون چسبوندند.

باور کردنی نبود ولی مثل اینکه این بار ایده شون کار کرد و اونها داشتند با ماشین پرنده شون پرواز می کردند!
پرنده ها با دیدن یک اژدهای پرنده جرات نمی کردند به بادکنک ها نزدیک بشن و گرگ و گوسفند با خیال راحت توی آسمون اوج گرفتند و پرواز کردند..
رویای گوسفند به حقیقت پیوسته بود، اون با هیجان خندید و گفت:” دیدی گفتم! من مطمین بودم که بالاخره موفق می شیم..”
گرگ سرش رو تکون داد و گفت:” تو درست گفتی! من حالا فهمیدم که هر چیزی ممکنه و اگر برای رویاهامون تلاش کنیم هیچ غیر ممکنی وجود نداره! ” بعد با خنده گفت: “مثل اینکه رویابافی اونقدرها هم بی فایده نیست ..”
گوسفند گفت:”بله همینطوره .. تا وقتی که رویایی نداشته باشی پرواز کردن رو هم یاد نمی گیری ..”
آسمان آبی و بیکران جلوی اونها باز بود و اونها آزاد و رها پرواز می کردند..
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





عالی
ممنونم از ظرت سایناجان
خوب
الیییییییییی
ممنونم از نظرت دوست عزیزم
الی بود
خوب می باشد
درسی بود
ممنون که نظرت رو نوشتی عزیزم
🐑🥑🍊🥔🥔🥦🥦🥥🍎🍉🍊🍑🍅😋😋😋😋😋🍉💋💋💋💋
عالی
ممنونم از نظرت دوست خوبم
عالییییییییییییییییییییییییی
ممنونم از نظرت عزیزم
عالی عالی 😍
ممنونم از نظرت عزیزم
ممنونم از زحمات شما که برای ما قصه مینویسید
خواهش میکنم عزیزم
خیلی خوب بود😍❤
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
سلام خاله صدف مثل همیشه قصه تون عالی بود لذت بردم🌸🌸🌸🌸🌸🌺🌺🌺🌺🌺🩵
سلان نگار عزیزم
خوشحالم که دوست داشتی قشنگم
همیشه عالی بوده ❤️❤️❤️❤️👌🥰😍🎀
خیلی ممنونم از نظرت دوست قشنگم
خوبه خانم
ممنونم از نظرت عزیزم
آرشام من این قصه را خیلی دوست داشتم ازتون ممنونم
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
خیلی خوب بود خاله صدف
ما میتونیم به ارزوهامون برسیم حتما🥰
خیلی خوب بود
حتما همینطوره عزیزم
ممنونم از نظرت
بسیار عالی و آموزنده
تشکر میکن از نظرت دوست عزیز
عالیه 👏👏👏👏👏👏
ممنونم از نظرت کوروش جان
خیلی خوشم اومد👏👏👏👏
عالی بود صدای قصه گو هم خیلی دوست دارم
خیلی ممنونم از لطفت عزیزم
قصه خوبی بود . 👍
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
سلام خاله جون عالی بود مرسی من عاشق رویا بافی و این قصه شدم خیلی خوب بود😍😘
پاسخ♥️🎀🌸🌺🐑🥑🍊🥔🥦🥥🍎🍉🍑🌈🐰🐭😋💋🍓🍨🏩🎠💒👑💍💎🕧💌👸🧚🌹💐🌼👯💃🕺🕴️⭐🌟💫✨🌙☄️🌍🌎🌏🌠🌌🪐🌑🌒🌓🌔🌕
سلام عزیزم خیلی خوشحال شدم که قصه رو دوست داشتی دوست قشنگم
به نظرم داستانش خیلی خوب بود
چه عالی، خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
سلام،به نظر من هم پرواز کردن خیلی خوبه
سلام دوست خوبم، خیلی ممنونم که نظرت رو نوشتی عزیزم
سلام ، ممنون خاله بابت قصه خوبتون
سلام، خواهش میکنم آرتین جان
خیلی خوب و عالی بود
خیلی ممنونم از نظرت دوست خوبم
خیلی خوب
ممنونم از نظرت دوست خوبم
👌👍👌👍👌👍👌👍👌👍👌👍
خیلی عالی و آموزنده بود
خیلی ممنونم که نظرت رو نوشتی عزیزم
مرسی خاله جونم ❤️❤️🌺
خواهش میکنم عزیزم
عالی بود
ممنونم از نظرت عزیزم
سلام من وایسا هستم ۱۳سالمه ولی بازم دوست دارم قصه گوش بدم 😂 من عاشق قصه هاتونم
سلام قشنگم ، چه عالی
قصه ها تو هر سنی جذاب و آموزنده هستند و مطالعه و قصه خوانی باید رو هه ما باید همیشه تو زندگی داشته باشیم
نظرم خیلی خوب بود.
چه عالی
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
خاله صدف اونقدر قصه تون قشنگ بود که من خیلی خوشم اومد و دوبار خوندمش
چه عالی
خیلی خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
ممنون که از این قصه های قشنگ می گذارید 🥰🥰🥰😍😍😘😻😺💝💖💗💓💞💕💟❣❤💛💚💙💜🤎🖤🤍💛💚💙💜
خواهش میکنم خیلی خوشحالم که همراه ما هستی دوست عزیز
👏👍👏👍♥️
عالی بود.
ممنونم از نظرت عزیزم
عالیییییییییی
ممنونم از نظرت عزیزم
چقدر جالب بود
خیلی ممنونم از نظرت دوست خوبم
قصه امشب مث بقیه قصه عالی بود
خیلی ممنونم از نظرت دوست قشنگم
خوشحالم که با وولک همراهی عزیزم