بنیامین و خانواده اش تازه به محله جدید اومده بودند. .
همه چیز برای بنیامین جدید و هیجان انگیز بود. اون کارهای زیادی داشت که باید انجام میداد. اون باید جعبه های وسایلش رو باز می کرد و اتاق جدیدش رو مرتب می کرد، سری به حیاط خونه جدید می زد و همه جاهای شگفت انگیز رو کشف می کرد. اما از همه بیشتر بنییامین برای شروع مدرسه و پیدا کردن دوستهای جدید هیجان زده بود.
فردای اون روز بنیامین برای اولین بار به مدرسه جدید رفت. زنگ تفریح بود و هر کدوم از بچه ها مشغول بازی خودشون بودند.
چند تا از پسرها روی زمین مشغول ماشین بازی و مسابقه دادن با ماشین هاشون بودند. بنیامین متوجه شد که چرخ های ماشین یکی از پسرها بیرون زده و پسرک هر چقدر تلاش می کرد نمی تونست چرخها رو جا بندازه ..
بنیامین به آرومی گفت:” می خوای کمکت کنم ؟” پسرک نگاهی به بنیامین کرد و گفت:” این چرخها خیلی سفته ، مگه تو زورت میرسه ؟” بنیامین چرخ ها رو برداشت و با یه کم فشار سر جای خودش گذاشت. بعد ماشین رو به پسرک داد. پسرک با خوشحالی گفت:” اووه ازت ممنونم ..”
بعد بنیامین پیش بقیه بچه ها رفت. یکی از دخترها با عروسکش مشغول بازی بود. عروسک صدای گریه می داد و دختر کوچولو سعی می کرد اون رو آروم کنه .. بنیامین نزدیک شد و گفت :” من هم می تونم عروسکت رو بغل کنم؟”
دختر گفت:” بله البته ..” بعد بنیامین با دقت عروسک رو بغل کرد و پستونک کوچیکش رو توی دهنش گذاشت و اون رو به آرومی تکون داد. دختر با تعجب گفت:” تا حالا ندیده بودم پسرها هم به عروسک بازی علاقه داشته باشند..” بنیامین لبخند زد و گفت:” ولی من همیشه از عروسک ها خوشم میومده همونطور که از ماشین ها خوشم میاد..”
بعد بنیامین به سراغ یکی دیگه از بچه ها رفت که مشغول بازی با آدمک ها و سربازهای جنگجوی کوچولو بود. بنیامین با هیجان گفت:” منم می تونم باهات بازی کنم؟” پسر کوچولو گفت:” بله می تونی .. فقط پسرها می تونند با این سربازهای جنگی بازی کنند..” بنیامین دو تا از آدمک ها رو برداشت و با همدیگه مشغول مبارزه و بازی شدند.
بعد بنیامین به سراغ بقیه بچه ها رفت. اون دلش می خواست همه بازی هار و امتحان بکنه ! اون به همراه بچه ها طناب زد ، آشپزی کرد، پازل حل کرد و براشون جوک گفت و همه با هم خندیدند.
بچه ها از اومدن بنیامین به کلاسشون خیلی خوشحال بودند. اون توی همه بازیها شرکت می کرد و هر بازی ای رو خیلی خوب انجام می داد و به همه خوش می گذشت..
وقتی مدرسه تموم شد مامان بنیامین زودتر از بقیه مامان ها به مدرسه اومد. بنیامین با بچه ها خداحافظی کرد و به خونه شون رفت.
یکی از بچه ها گفت:” اووه حیف شد، بنیامین خیلی خوب بازی می کرد. دوست دارم زودتر فردا بشه تا باز هم باهاش بازی کنم ..” یکی از دخترها گفت:” درسته، اون خیلی خوب عروسک بازی می کرد..” یکی دیگه از بچه ها گفت:” همینطور آشپزی ! فکر کنم بنیامین در آینده آشپز ماهری بشه !” یکی از پسرها با تعجب گفت:” نخیر ، بنیامین پسره فکر نکنم اون آشپز بشه ! اون خیلی خوب ماشین منو درست کرد، حتما در آینده مکانیک ماهری میشه..” یکی دیگه از دخترها گفت:” اصلا می تونیم فردا از خود بنیامین بپرسیم..”
روز بعد وقتی بنیامین به مدرسه اومد. بچه ها دورش جمع شدند و گفتند:” بنیامین تو با اینکه پسری چطوری به آشپزی و عروسک بازی هم علاقه داری؟ اصلا تو دوست داری در آینده چی کاره بشی؟”
بنیامین خندید و گفت:” بله درسته من پسرم .. ولی من هر بازی ای که دوست داشته باشم رو می کنم و هر کاری که علاقه داشته باشم رو انجام میدم ، من اصلا از آشپزی یا بازی با عروسک خجالت نمی کشم!همونطور که ماشین بازی رو دوست دارم وسایل آشپزخونه و آشپزی رو هم خیلی دوست دارم .. من فکر می کنم مهم اینه که هر بازی ای که بهش علاقه داریم رو بکنیم… اوووم راستش هنوز فکر نکردم در آینده چی کاره میشم، فعلا دوست دارم همه کارها و بازی ها رو تجربه کنم ”
یکی از دخترها گفت:” تو درست می گی! من هم همیشه دوست داشتم با سربازهای جنگی و ماشین ها بازی کنم .. ولی فکر می کردم این بازی ها پسرونه است و فقط پسرها می تونند باهاشون بازی کنند..”
بنیامین گفت:” نه اصلا اینطوری نیست .. تو می تونی هر بازی ای که دوست داشته باشی رو امتحان کنی ! ما نباید به خاطر چیزهایی که بهشون علاقه داریم خجالت بکشیم ..” بعد به سراغ مداد رنگی ها رفت و گفت:” من امروز می خوام نقاشی بکشم”
بچه ها که با حرفهای بنیامین موافق بودند خندیدند و کنار هم مشغول بازی شدند. اونها حالا می تونستند راحت و آزاد هر بازی ای که دوست داشتند رو بکنند و در کنار هم لذت ببرند.
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





خوب
ممنونم از نظرت عزیزم
آلی
تشکر
عالی
ممنونم از نظرت عزیزم
سلام خاله صدف قصه عالی بود ممنون🥰🥰🥰🥰🤗🤗🖤🖤🖤
سلام خواهش میکنم عزیزم
اخ خاله صدف عالی بود.. گ
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
سلام صحن ناز اسم منم سحره خیلی
عالی بود، از محبتتون ممنونم که به ما قصه میگین از بس قصه هاتون خوبه که نگو نپرسد 😘🙏❤
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
ممنون خاله جون عالی بود ♥️🌃
خواهش میکنم عزیزم
سلام مبینا اسم منم مبیناست
سلام عالی ممنون دستتون درد نکنه❤🙏💙🙏🧡🙏💛🙏💚🙏💜🙏
سلام عزیزم
خیلی ممنونم که نظرت رو برامون نوشتی
عالیه مرسی
بوس ماچ
Like 👍
خواهش میکنم عزیزم
عالی بود خاله جون من از 7ساگی قصه های شما رو گوش میکنم و همیشه لذت میبرم
امیدوارم همیشه سلامت وشاد باشید
خیلی خوشحالم که با ما همراهی دوست قشنگم
من این قصه را دوست دارم
چه عالی
خوب بود عالی من که فقط قصه های پولک هم رو دیدم شنیدم
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
متشکرم خاله صدف🫡😌😘🤩
خیلی دوستون دارم 🎁🎀🎈♥️
خواهش میکنم عزیزم
خاله جون قصه های شما حرف نداره فقط خیلی دیر داستان می زارید
خیلی ممنونم که نظرت رو نوشتی عزیزم
ممنون از قصه هاتون خاله صدف
خواهش میکنم بچه های قشنگ
خیلی قشنگ بود
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
خوبه
ممنونم از نظرت دوست عزیز
عالی
خیلی ممنونم از نظرت دوست عزیزم
خوبه
قصه هاتون عالی هستن، پر از محتوا و معنی های مفید برای آینده ی بچه ها
ممنون ازتون
خیلی ممنونم از نظر قشنگت عزیزم
عالی خیلی خوب 💛🧡❤💜💗
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
خوبه
ممنونم از نظرت عزیزم
عالی بود.بهتر بود که همراه تصاویر باشد.ممنون
خیلی ممنونم که نظرت رو برام نوشتی عزیزم
من وولک نصب کردم بالا نمیاد
دوست خوبم به شماره 09011142842 پیام بده تا کارشناسای وولک شما رو راهنمایی کنند.
عالی
ممنونم از نظرت ارشام جان
خیلی عالی بود ممنون خاله
خواهش میکنم عزیزم
عالی بود.👏🏻👏🏻چقدر خوب که به بچه ها آموزش بدیم بتونن هر بازی که دلشون میخواد رو انجام بدن جدا از تفکیک های جنسیتی که بزرگتر ها گاهی به اشتباه این کار رو انجام میدن. بچه ها باید یاد بگیرن که همه ی کار ها رو انجام بدن پسر ها بچه داری و آشپزی و خونه داری و دختر ها تعمیر ماشین وفوتبال دفاع از خودشون….
دقیقا، کاملا درست گفتی
🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🙋♀️🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🏇🛀🏇🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛌🛌🛌🛌🛌🛌🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀🛀
عالی
تشکر میکنم از نظرت پرهام جان
Good
thanks
خیلی خوب بود
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
good
thanks dear rayan
سلام خوب بود
سلام و سپاس که نظرت رو برام نوشتی عزیزم
🤔🤔🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🍇 سلام عزیزم خوب بود
خوشحالم که دوست داشتی طلاجان
😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
😃😃😃
✂️✂️✂️✂️
سلام سهمند اسمت مثل ماشین سمند داریم ماشین یه آهنگ برات بخوانم
✂️🛫🚘💗
خیلی عالی بود من یه دختر 11 ساله هستم که وتی کاری ندارم میام اینجا من قصه های زیاد از این جا خوندم یه دختر که تقریبا همسن و سال من هست قصه نوشته و من از قصه های شما الهام میگیرم و یه چیز تقریبا شبیه شما مینویسم
چه عالی
آفرین به تو که بااستعداد و باانگیزه هستی دوست قشنگم
عالییی بود،،
ممنونم دوست عزیزم
خیلی عالی بود مرسی ازتون
خا له صدف صدا ی شما خیلی خوبه و خیلی خوب قصه میگین
ممنونم از لطفت دوست قشنگم
😴😴😴
عالی بود ممنون خاله صدف 💖
خواهش میکنم عزیزم
بوس بوس خاله جون جونم
🥰😍😚😚😊❤🧡💛💚💜💜🤎🖤👍🙏
ممنونم از لطفت عزیزم
🥰🥰🥰❤️😍
خوب بود
ممنونم از نظرت عزیزم
ا🥱🥱🥱🥱😴😴😴😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
خیلی خوب بود
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
خیلی ممنون خیلی قشنگ بود خاله صدف عزیزم🥹💕
خیلی ممنونم از نظرت دوست خوبم
عالیییییییییی بود
ممنونم از نظرت دوست عزیزم
سلام خاله صدف خیلی قصه ی جالبی بود
ممنون بابت این همه قصه های زیبا😘😘😘😘😘😘😘❤️❤️❤️❤️😊😊❤️
سلام دوست عزیزم
خیلی ممنونم که نظرت رو برام نوشتی