
اسم پسر محبوب
هر پدر و مادری بعد متوجه شدن جنسیت فرزند خود به دنبال اسم محبوب برای آن می گردنند. اسم پسرانه محبوب اولین و زیبا ترین هدیه ای است که می توانید به پسرتان هدیه دهید. اما توجه داشته باشید که این هدیه اگر چه به سلیقه شماست اما باید با به میل گیرنده باشد. بنابرین به این دقت داشته باشید که آیا فرزندتان از شنیدن این نام خوشحال خواهد بود یا خیر؟ آیا دوست دارد با اسم پسرانه محبوب در مدرسه یا در محل کار صدا زده شود؟ ممکن است اسم انتخابی شما باعث خجالت آن شود؟ با انتخاب اسم پسرانه پر طرفدار می توانید این اطمینان را داشته باشید که این اسم پسر برای بیشتر جامعه و فرهنگ ایرانی دوست داشتنی است. بنابراین انتخاب اسم پسرانه محبوب انتخاب هوشمندانه ای به نظر می رسد. اسامی پسرانه پرطرفدار که در ثبت احوال بسیار تکرار شده اند و به گوش ما آشنا هستند اکثرا زیبا هستند. مواردی هست که در انتخاب هر اسمی باید به آن دقت کنید.اسم پسرانه پرطرفدار از چندین جنبه مهر تائید یک اسم زیبا را دارد. هدیه وولک به پسر دلبندتان لیستی از اسامی پسرانه محبوب است که می توانید از آن استفاده کنید. اما قبل از انتخاب اسم پسر محبوب خود به چند نکته که در ادامه گفته می شود دقت کنید.

| اميرحسين | امیر خوب و نیکو، پادشاه نیک، حاکم صاحب جمال – مرکب از دو اسم امیر و حسین، کسی که حسین علیه السلام امیر و حاکم اوست |
| ابوالفضل | خداوند هنر. صاحب فضل. پدر فضل، (در اعلام) نام یکی از پسران حضرت علی (ع) و برادر امام حسین (ع )، (عباس بن علی معروف به قمر بنی هاشم) – خداوند و صاحب هنر، کنیه دینار، لقب چهارمین فرزند علی (ع) |
| علی | بلند، بلند بر آمده، بلند قدر، بزرگ، شریف، توانا، کلان، نامی از نام های خدای تعالی، (در اعلام) نام امیرالمؤمنین علی (ع) |
| محمد | ستوده، بسیار تحسین شده، آن که خصال پسندیده اش بسیار است، (در اعلام) نام پیغمبر اکرم (ص )، نام سوره ی چهل و هفتم از قرآن کریم دارای سی و هشت آیه – ستوده شده. |
| مهدی | هدایت کرده، هدایت شده، نام قائم منتظَر (ع) در نزد شیعه |
| امیرعلی | امیر و حاکم بزرگ و بلند قدر، پادشاه شریف و توانا – مرکب از امیر (پادشاه) +علی (بالا رفتن و صعود کردن) |
| عليرضا | کسی که علی علیه السلام از او راضی است مرکب از دو اسم علی و رضا |
| امیرمحمد | امیر بسیار تحسین شده وپادشاه ستایش شده و پسر سلطان محمود غزنوی بود که چندی بعد از پدر به تخت شاهی نشست. |
| حسین | صاحب جمال.خوب، نیکو، (در اعلام) امام سوم شیعیان و پسر علی ابن ابی طالب (ع) از حضرت فاطمه (س) – نیکو، خوب، مصغر حسن، نام امام سوم شیعیان |
| محمدرضا | از نام های مرکب، محمد و رضا – کسی که حضرت رسول اکرم محمد صلی الله علیه وآله از او راضی است. |
| محمدمهدی | ستوده هدایت کننده، ترکیب دو اسم محمد و مهدی است . که کلمه محمد برگرفته از نام رسول الله است و مهدی نام آخرین امام ما شیعیان . امام زمان . |
| رضا | خشنود، خرسند، خوشدل، خرسندی-خشنود شدن. |
| امیررضا | از نام های مرکب، امیر و رضا- کسی که امیر و سلطان از او راضی و خوشحال است |
| محمدحسین | نام ترکیبی از اسم محمد به معنای ستوده شده و حسین به معنای نیکو و صاحب جمال است. |
| محمدطاها | نام ترکیبی از اسم محمد به معنای ستوده و طاها که شکل فارسی از طه نام سوره ای در قران کریم است. |
| محمد امین | لقب پیامبر گرانقدر اسلام- به معنی محمد درستکار و پاک دست |
| عرفان | شناختن و دانستن بعد از نادانی. تصوف، الهیات، حکمت، شناخت، علم، معرفت |
| محمد جواد | بنده ستوده شده خدا و بخشاینده |
| امیرمهدی | امیر هدایت شده، فرمانروای ارشاد گردیده – ترکیب نامهای امیر و مهدی، کسی که حضرت صاحب الزمان سرور و فرمانده اوست |
| علی اصغر | فرزند شیر خواره امام حسین ع و شهید کربلا در روز عاشورا |
| یاسین | نام سوره سی و ششم از قرآن مجید،«یا» حرف ندا و «سین » کنایه از لفظ سید است و یکی از اسمای حضرت محمد (ص ) است |
| امیرعباس | امیر شجاع و دلاور، پادشاه و حاکم چون شیر. |
| سجاد | سجده کننده، بسیارنمازخوان، سجده گر |
| پارسا | آنکه از گناهان پرهیزد و به طاعت و عبادت و قناعت عمر گذارد. باتقوا، پاکدامن، پرهیزکار، پرهیزگار، خداترس، دیندار، زاهد، صالح، عفیف |
| طاها یا طه | نام سوره ٔ بیستم از قرآن کریم- طالب حق و هدایت کننده |
| سینا | به معنی دانشمند است که در ایران باستان خانواده های دانشمند را سئنا می گفتند- سوراخ کننده- شبه جزیره ایست کوهستانی در شمال شرقی مصر . |
| متین | باوقار، جاافتاده، سنگین، موقر، استوار، محکم، پابرجا، رزین، فرهیخته |
| دانیال | دانیال از پیامبران بنی اسرائیل و همزمان کورش کبیر و داریوش بزرگ هخامنشی بوده است. |
| ایلیا | راستگوی بزرگ، نام حضرت علی (ع) در تورات |
| معنی نیما | نام کوهی است حوالی نور |
| احسان | بخشش، مهرورزی، نکوکاری، نکویی، نیکی |
| آرمین | نام چهارمین پسر کیقباد سردودمان کیانی، نژاد آرمین کی آرمین – از شخصیتهای شاهنامه، نام چهارمین پسر کیقباد، مرد همیشه پیروز |
| عباس | شیری که شیران از او بگریزند. بسیار شجاع و دلیر، عباسِ بن علی مکنی [کنیه او] ابوالفضل و برادر امام حسین (ع) که در واقعه عاشورا به شهادت رسید |
| معنی بنیامین | پسر دستِ راست من – پسر دست راست، نام کوچکترین پسر یعقوب و راحیل |
| مبین | آشکارکننده، آشکار، روشن، هویدا، واضح، روشنگر | بیانگر، بیان کننده، نشان دهنده، نشانگر |
| ماهان | روشن و زیبا چون ماه، نام شهری در استان کرمان |
| حمیدرضا | ستوده ی خوشنود |
| شایان | صفت فاعلی از شایستن- لایق وسزاوار و درخور. |
| محسن | شاهنده، صالح، نیکوکار |
| یوسف | از حواریون و شاگردان حضرت عیسی (ع ) وبه سبط افرائیم منسوب بود و به اعتقاد نصارا جسد مبارک حضرت مسیح را پس از مصلوب شدن در باغچه ٔ خود دفن کرد. |
| پرهام | الهه تقدیر کننده طبیعت – برهان قاطع براهیم ابراهیم را معرب آن دانسته است |
| معنی حسن | نیکو، جمیل |
| آرین | منسوب به آرین، آرین – آریایی نژاد، از نسل آریایی |
| امیر | پادشاه، حاکم، حکمران، خان، خدیو، رئیس، ژنرال، سرلشکر، سلطان، شاه، شیخ، فرمانده، ملک |
| آرش | نام پهلوانی کماندار از لشکر منوچهر.اسم مصدر آردن آوردن. |
| سبحان | تنزیه، تنزیه کردن، سبحان اله گفتن، خدا را به پاکی یاد کردن، پاک بودن، پاکیزه کردن، پاک، منزه |
| امید | آرزو، انتظار، رجا، توقع، چشمداشت؛ اشتیاق یا تمایل به روی دادن یا انجام امری همراه با آرزوی تحقق آن. |
| سعید | خوش اقبال، خوشبخت، سعادتمند، نیک اختر، نیکبخت، همایون، مبارک، میمون، فرخنده، خجسته |
| عرشیا | منسوب به عرش، عرش – ملکوتی آسمانی، مرکب از عرش + الف نسبت |
| محمد پارسا | مرکب از محمد به معنای بسیار ستایش شده + پارسا به معنای زاهد و با تقوی است |
| هادی | پیر، دلیل، راهبر، راهنما، رهبر، مرشد، معلم، رسانا |
| کیان | جمع کی [ ک َ / ک ِ ] باشد، یعنی پادشاهان جبار بزرگ. |
| میلاد | تولد، زایش، ولادت، روز تولد، هنگام ولادت، سالروز ولادت |
| مصطفی | برگزیده، منتخب از نامهای پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (ص) |
| امین | استوار، امانت دار، ثقه، درستکار، درست، درست کردار، صالح، موتمن، معتمد، موثق |
| سهیل | ستاره ای است معروف که در آخر فصل گرما طلوع کند و میوه ها در آن وقت میرسند و چون در یمن کاملا مشهود است آنرا سهیل یمانی خوانند . |
| محمدعلی | ترکیب اسامی محمد و علی |
| مرتضی | پسندیده- راضی کرده شده. خشنود شده. |
| آرتین | نسوب به آرت، پاکی و تقدس، (به مجاز) پاک و مقدس، (در اعلام) هفتمین پادشاه ماد |
| پوریا | هم خانواده پریا به معنی نیک صورت – نام پهلوان ایرانی معروف به پوریای ولی |
| احمدرضا | از نامهای مرکب؛ کسی که به اوصاف خشنودی و ستوده متصف است |
| آریا | آزاده، نجیب، شعبه ای از نژاد سفید که از روزگاران بسیار قدیم در ایران، هند و اروپا ماندگار شده اند، نژاد هند و اروپایی |
| حسام | تیغ، سیف، شمشیر، قداره |
| علی اکبر | از اسمی ترکیبی به معنی شریف و بزرگ مرتبه |
| محمد یاسین | نام ترکیبی از محمد و یاسین. به بالا رجوع شود. |
| پویا | پوینده. رونده و برخی دونده را گویند. |
| مجتبی | برگزیده. برگزیده شده. برگزیده و پسندیده. |
| حامد | ستایشگر. حمدکننده.درودفرستنده. سپاسگزار. ستاینده. |
| محمدمتین | نام ترکیبی از محمد و متین. به بالا رجوع شود. |
| احمد | حمیدتر، ستوده تر، بسیارستوده، ازنامهای پیغمبر |
| جواد | بخشنده، جوانمرد، سخاوتمند، سخی، کریم، مکرم |
| امیر حافظ | نام ترکیبی از امیر و حافظ به معنای امیر و فرمانده ای که نگهدار و پشتیبان دیگران است |
| مهران | دارنده مهر، (در اعلام) نام یکی از خاندان های هفتگانه عصر ساسانی . نام رود سند است. نام رودی که از سمت مشرق آغازد و از جهت جنوب به سوی مغرب متوجه می شود و در طرف پایین سند به دریای فارس می ریزد. |
| سامیار | ثروتمند – کمک کننده به آتش محافظ آتش |
| آراد | نام فرشته ای است موکل بر دین و تدبیر امور |
| مانی | مانی (در لغت) به معنی ‘ اندیشمند ‘ است |
| یونس | به معنی کبوتر است. سوره ی دهم از قرآن کریم |
| اشکان | (اشک + ان (پسوند نسبت) )، منسوب به اشک که بانی و مؤسس خاندان اشکانیان بود – منسوب به اشک |
| آرمان | ایده، ایدئال، شعار، مرام، هدف، نصب العین، آرزو، امید، اندوه، حسرت، غم |
| ابراهیم | چهاردهمین سورۀ قرآن کریم،پدر عالی، (در اعلام) یکی از پیامبران اولوالعزم و نام فرزند حضرت محمد (ص) که در کودکی وفات یافت |
| مهرداد | داده ی مهر، آفریده شده ی مهر، (در اعلام) اسم سه نفر از پادشاهان اشکانی بوده است. |
| فرهاد | در بعضی منابع فرهاد را «یاری» معنی کردهاند . در شاهنامه پهلوان ایرانی دوران کیکاووس و کیخسرو، که رستم او را برای رهاندن بیژن از زندان افراسیاب با خود به توران برد؛ عاشق ناکام شیرین همسر خسرو پرویز. |
| وحید | بی همتا، تک، تنها، فرد، فرید، مجرد، منفرد، واحد، یکتا، یگانه |
| سامان | خطه، سو، قلمرو، کران، مرز، حد، سرحد، ناحیه، منطقه، ابزار، اثاث، اسباب، وسایل، انتظام، ترتیب، نظام |
| امیر شایان | اسم ترکیبی از امیر و شایان . رجوع شود به معنی هر کدام از این دو اسم در بالا. |
| آریا | جد داریوش بزرگ. طایفه ای هند و اروپائیان که در عهدی بسیار کهن با هم میزستند و بعد ها بدو بخش بزرگ تقسیم شد |
| کامران | خوشگذران، عیاش، کامجو، کامروا، کامیاب، خوشبخت، نیکبخت |
| رادین | جوانمرد – بخشنده، جوانمرد |
| کسری | عنوان هر یک از پادشاهان ساسانی خسرو- منسوب به کسری، یعنی خسروی. |
| فرزاد | با فر و شکوه زاده شده، زاده ی با فر و شکوه و عظمت – زاده شکوه و جلال |
| محمد عرفان | نام ترکیبی از محمد و عرفان. رجوع شود به معنی هر کدام از این دو اسم در بالا. |
| یاشار | جاویدان، همیشه زنده – عمرکننده، زندگی کننده |
| افشین | لقب پادشاهان اسروشنه. نام سردار معروف معتصم خلیفه عباسی |
| برهان | بینه، حجت، دلیل، فرنود |
| مسعود | خوشبخت، سعادتمند، نیک بخت، مبارک، خجسته، میمون، همایون |
| سامی | عالی، بلند مرتبه، بلند، (در اعلام) منسوب به سام پسر نوح نبی (ع ) |
| ایمان | اطمینان، اعتقاد، باور، باورداشت، عقیده، گرویدن |
| کاوه | یکی از خاندانهای معروف پهلوانی دوره اساطیری ایران . به معنی پادشاه |
| رامین | نام عاشق ویسه، این کلمه در بعضی منابع مرکب از «رام»به معنی طرب و «ین»است به معنی طربناک است. رامتین – عاشق ویس در منظومه ویس و رامین |
| شاهین | شاهباز، عقاب، لاچین، زبانه، میله |

در انتخاب اسم پسر پر طرفدار به چه نکاتی توجه کنیم؟
اسم پسرانه پر طرفداری که انتخاب می کنید از چند لحاظ مورد بررسی قرار دهید. برای مثال این اسم پسرانه محبوب باید با نام خانوادگیتان هماهنگ باشد. منظور از هماهنگی اسم پسرانه پرطرفدار این نیست که نام شما چیزی شبیه به ” علی علیزاد ” باشد کافی است به هم خوانی و هم هماهنگی اسم پسر محبوب خود دقت کنید. همانطور گفته شد اسم پسرانه پر طرفدار از جنبه های زیادی مهر تائید را دارد، برای مثال انتخاب اسم پسر پر طرفدار با معنی زیبا و نیکو یکی از مواردی است که باید به توجه کنید. این اسامی پسرانه پرطرفدار معمولا معنای زیبای دارند و خوش آوا هستند، در غیر اینصورت خانواده از آن ها استقبال نمی کردند.


